
اِنٌ الصٌلوَة تَنْهَی عَن ِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمنْکَر

اِنٌ الصٌلوَة تَنْهَی عَن ِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمنْکَر
نماز جنگ با طاغوت است
نمار راه اولیای خداست
نماز راه مستقیم انسان هاست
نماز درس شكر گزاری است
نماز جنگ با شیطان است
نماز راس همه ی عبادات است
نماز نردبان ترقی است
نماز میزان سنجش است
نماز اوج اخلاص مومن است
نماز آرامش دهنده ی دلهاست
نمار طهارت روح است
نماز لوح نیازمندی به خالق است
نماز عزت دهنده ی مومن است
نمار كلید بهشت است
نماز زیباترین جلوه نیایش است
نماز موجب خشنودی خداست
نماز وسیله ی جهت یابی مومن است
نماز بهترین ذكر است
نماز كامل ترین وصف است
نماز سرچشمه ی خوبی هاست
نماز عطر جان بخش مومن است
نماز حماسه ای الهی است
نماز كلاس خداشنا سی است
نماز بهترین راه خودكاوی است
نماز بهترین راه تكامل است
نماز اتصال به محبوب است
نماز سلاح مومن است
نماز معراج مومن است
نماز احیاگر دین است
نماز احیاگر ارزش هاست
نماز تكرار نیست معراج است
نماز الفبای زندگی است
نماز نشا نه ی قدرت اسلام است
نماز حق ا... است
نماز بی نیازی از مخلوق خداست
نماز ستون دین است
نماز دژی در برابر حملات شیطان است
نماز انسان را از سركشی باز می دارد
نماز عامل تحرك و پویایی است..
نماز روشنی چشم مومن است
نمار زینت عبادات است
نماز پیو ند دهنده ی مخلوق به خداست
نماز كمال ادب است
نماز از فحشا و منكر باز می دارد
نماز اوج نواضع است
نماز خلوتگاه عارفان است
نماز دل را صفا می دهد
نماز كدو رت ها را می زداید
نماز توكل انسان را زیاد می كند
نماز پرواز روح است
نماز گیرنده ی الطاف الهی است
نماز موجب ریزش فیض است
نماز بریدن از خود است
نماز مظهر وارستگی است
نماز نگهدارنده ی دین است
نماز پرچم اسلام است
نماز تعهد به خداست
نماز افق ساز زندگی است
نماز امر به معروف و نهی از منكر است
نماز اصلاح كننده فرد و اجتما ع است
نماز نشاط آور است
نماز تولد است
نماز زایل كننده پریشانی است
نماز جرات آفرین است
نماز اولین سوال در قیامت است
نماز سرود وحدانیت است
نماز جلوه حق پرستی است
نماز وصل عاشقانه است
نماز معامله با خداست
نماز مدال مسلمانی است
نمار عطیه الهی است
نماز مایه ی فخر بشر است
نمار حضور در محضر است
نماز فرهنگ ساز است
نماز آشنا ترین رفیق مومن است
نماز بیدار كننده هر غافلی است
نماز امید مومن است
نماز هستی مومن است
نماز ذكر در بهشت است
نماز همه ی خواسته حق است
نماز تسلا بخش انسان در بحران است
نماز خروش دریای درون است
نماز فریاد رهایی موجود است
نماز فریاد رهایی از زمین است
نماز فریاد تنهایی در زمان است
نماز ناله زندانی در خاك است
نماز شعر بلند رهایی است
نماز شكوفایی شوق پرواز است
نماز راز گفتن است
نماز پلی است از خاك تا افلاك
نماز پیوستن قطره به دریاست
نماز پنجره ای از برهوت یه ملكوت
نماز پنجره ای است به تماشاگه راز
نماز گسستن طوق علایق است
نماز شكفتن اندیشه است و سبز شدن ریشه
نماز سرمایه ی وصال محبوب است
نماز وصیت انبیای الهی است
نماز ملاك قبولی اعمال است
نماز بهشت خلوت انسان است
نمار نوسازی معنوی است
نماز عالی ترین مظهر عبودیت است
نماز راه همه ی انبیاست
نماز مبارزه با هوی و هوس است
نماز مبارزه با خواسته های غیر عقلی است
نماز اوج خشوع است

چون آفتاب
چون آفتاب جلوه كند تا نماز ما
در سايه سار عشق شود چاره ساز ما
وقتي كه بيخودانه سوي دوست ميرويم
قبله، خود آيد از همه سو پيشواز ما
يك شب تو هم بيا و دو ركعت چو ما بسوز
تا پي بري به لذت سوز و گذاز ما
چون ما كسي فريفته سوز و ساز نيست
جز با گداز رفع نگردد نياز ما
نهانخانه اسرار
بر در ميكده از روي نياز آمده ام
پيش اصحاب طريقت به نماز آمده ام
از نهانخانه اسرار ندارم خبري
به در پيرمغان صاحب راز آمده ام
از سر كوي تو راندند مرا با خواري
با دلي سوخته از باديه باز آمده ام
صوفي و خرقه خود، زاهد و سجاده خويش
من سوي دير مغان نغمه نواز آمده ام
با دلي غمزده از دير به مسجد رفتم
به اميدي هِله با سوز و گداز آمده ام
تا كند پرتو رويت به دو عالم غوغا
بر هر ذره به صد راز و نياز آمده ام
امام خميني(ره)

چرا بايد نمازمون را فقط به زبان عربي بخونيم ؟
سال يكهزار و سيصدو سي و دو شمسي بود من و عده اي از جوانان پرشورآن روزگار، پس ازتبادل نظر و مشاجره، به اين نتيجه رسيده بوديم كه چه دليلي دارد نمازرا به عربي بخوانيم؟ چرا نماز را به زبان فارسي نخوانيم؟ عاقبت تصميم گرفتيم نمازرا به زبان فارسي بخوانيم و همين كار را هم كرديم.
والدين كم كم از اين موضوع آگاهي يافتند و به فكر چاره افتادند، آن ها پس از تبادل نظربا يكديگر، تصميم گرفتند با نصيحت ما را از اين كار باز دارند و اگر مؤثر نبود، راهي ديگر برگزينند، چون پند دادن آن ها مؤثر نيفتاد، ما را نزد يكي از روحانيان آن زمان بردند.
آن روحاني وقتي فهميد ما به زبان فارسي نماز مي خوانيم، به شيوه اي اهانت آميز نجس و كافرمان خواند. اين عمل او ما را در كارمان راسخ تر و مصرتر ساخت. عاقبت يكي از پدران، والدين ديگر افراد را به اين فكر انداخت كه ما را به محضر حضرت آيت الله حاج آقا رحيم ارباب ببرند و اين فكر مورد تأييد قرار گرفت.
آن ها نزد حضرت ارباب شتافتند و موضوع را با وي در ميان نهادند، او دستور داد در وقتي معيّن ما را خدمتش رهنمون شوند .در روز موعود ما راكه تقريباً پانزده نفر بوديم، به محضرمبارك ايشان بردند، در همان لحظه اول، چهره نوراني و خندان وي ما را مجذوب ساخت؛
آن بزرگمرد را غيرازديگران يافتيم و دانستيم كه با شخصيتي استثنايي روبرو هستيم. آقا در آغاز دستور پذيرايي از همه مارا صادر فرمود. سپس به والدين ما فرمود: شما كه به فارسي نماز نمي خوانيد، فعلاً تشريف ببريد و ما را با فرزندانتان تنها بگذاريد.
وقتي آن ها رفتند، به ما فرمود: بهتر است شما يكي يكي خودتان را معرفي كنيد و بگوييد در چه سطح تحصيلي و چه رشته اي درس مي خوانيد، آنگاه به تناسب رشته و كلاس ما، پرسش هاي علمي مطرح كرد و از درس هايي مانند جبر و مثلثات و فيزيك و شيمي و علوم طبيعي مسائلي پرسيد كه پاسخ اغلب آن ها از توان ما بيرون بود. هر كس از عهده پاسخ برنمي آمد، با اظهار لطف وي و پاسخ درست پرسش روبرو مي شد.
پس از آن كه همه ما را خلع سلاح كرد، فرمود: والدين شما نگران شده اند كه شما نمازتان را به فارسي مي خوانيد، آن ها نمي دانند من كساني را مي شناسم كه نعوذبالله اصلاً نماز نمي خوانند، شما جوانان پاك اعتقادي هستيد كه هم اهل دين هستيد و هم اهل همت، من در جواني مي خواستم مثل شما نماز را به فارسي بخوانم؛ ولي مشكلاتي پيش آمد كه نتوانستم.
اكنون شما به خواسته دوران جواني ام جامه عمل پوشانيده ايد، آفرين به همت شما، در آن روزگار، نخستين مشكل من ترجمه صحيح سوره حمد بود كه لابد شما آن را حلّ كرده ايد.
اكنون يكي از شما كه از ديگران مسلط تراست، بگويد بسم الله الرحمن الرحيم را چگونه ترجمه كرده است. يكي ازما به عادت دانش آموزان دستش رابالا گرفت و براي پاسخ دادن داوطلب شد، آقا با لبخند فرمود: خوب شد طرف مباحثه مايك نفر است؛ زيرا من از عهده پانزده جوان نيرومند برنمي آمدم. بعد به آن جوان فرمود: خوب بفرماييد بسم الله را چگونه ترجمه كرديد؟
آن جوان گفت: طبق عادت جاري به نام خداوند بخشنده مهربان. حضرت ارباب لبخند زد و فرمود: گمان نكنم ترجمه درست بسم الله چنين باشد.
در مورد «بسم» ترجمه «به نام» عيبي ندارد. اما «الله» قابل ترجمه نيست؛ زيرا اسم علم (خاص) خدا است و اسم خاص را نمي توان ترجمه كرد؛ مثلاً اگر اسم كسي «حسن»باشد، نمي توان به آن گفت «زيبا». ترجمه «حسن» زيباست؛ اما اگر به آقاي حسن بگوييم آقاي زيبا، خوشش نمي آيد. كلمه الله اسم خاصي است كه مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق مي كنند. نمي توان «الله» را ترجمه كرد، بايد همان را به كار برد.
خوب «رحمن» را چگونه ترجمه كرده ايد؟ رفيق ما پاسخ داد: بخشنده. حضرت ارباب فرمود: اين ترجمه بد نيست، ولي كامل نيست؛ زيرا «رحمن» يكي از صفات خداست كه شمول رحمت و بخشندگي او را مي رساند و اين شمول دركلمه بخشنده نيست؛ «رحمن» يعني خداي كه در اين دنيا هم برمؤمن و هم بر كافر رحم مي كند و همه را در كنف لطف و بخشندگي خود قرار مي دهد و نعمت رزق و سلامت جسم و مانند آن اعطا مي فرمايد. در هرحال، ترجمه بخشنده براي «رحمن» درحد كمال ترجمه نيست.
خوب، رحيم را چطور ترجمه كرده ايد؟ رفيق ما جواب داد: «مهربان». حضرت آيت الله ارباب فرمود: اگرمقصودتان از رحيم من بودم( چون نام وي رحيم بود) بدم نمي آمد «مهربان» ترجمه كنيد؛ امّا چون رحيم كلمه اي قرآني و نام پروردگاراست، بايد درست معنا شود. اگر آن را «بخشاينده» ترجمه كرده بوديد، راهي به دهي مي برد؛ زيرا رحيم يعني خداي كه در آن دنيا گناهان مؤمنان را عفو مي كند. پس آنچه در ترجمه «بسم الله» آورده ايد، بد نيست؛ ولي كامل نيست و اشتباهاتي دارد.
من هم در دوران جواني چنين قصدي داشتم، امّا به همين مشكلات برخوردم و از خواندن نماز فارسي منصرف شدم. تازه اين فقط آيه اول سوره حمد بود، اگر به ديگر آيات بپردازيم موضوع خيلي پيچيده تر مي شود.
در اين جا، همگي شرمنده و منفعل و شكست خورده از وي عذر خواهي كرديم و قول داديم، ضمن خواندن نمازبه عربي،نمازهاي گذشته را اعاده كنيم.
ما همه عاجزانه از وي طلب بخشايش و ازكار خود اظهار پشيماني كرديم. حضرت آيت الله ارباب، با تعارف ميوه و شيريني، مجلس را به پايان برد. ما همگي دست مباركش را بوسيديم و در حالي كه ما را بدرقه مي كرد، خداحافظي كرديم. بعد نمازهارا اعاده كرديم و ازكار جاهلانه خود دست برداشتيم
خاطره استاد دكتر محمد جواد شريعت از مرحوم آيت الله حاج آقا رحيم ارباب اصفهاني.
منبع : ماهنامه پرسمان/ سال اول، ش 40،آذر 1380، ص 6و7

چگونه می شود که در نماز فکر خود را متمرکز به نماز کنیم؟

در مورد سر اينكه چرا تسبيحات اربعه در نماز آهسته خوانده مي شود ولي در بعضي ركعات نماز حمد وسوره بايد بلند خوانده شود به دونكته بايستي اشاره نمود.
1)همانگونه كه خواندن نماز امري تعبدي است كيفيت و چگونگي خواندن آن هم امري تعبدي است و مواردي كه با استناد به روايات و يا با تامل در لطايف عبادات گفته مي شود بيان كننده دليل تمام آن نيست.
2)در مورد سر آهسته خواندن ذکر تسبیحات اربعه در رکعت سوم و چهارم می توان به این مطلب اشاره کرد که :
نماز از مجموعه اذکار تشکیل شده است که نوعی عبودیت و معاشقه با ذات خداوند متعال است و اصل در آن این است که به صورت پنهانی باشد تا از شائبه ریا به دور باشد ضمن آنکه زمینه تفکر با ذکر آهسته فراهم تر خواهد بود.
همین نکات به گونه لطیفی در آیه 205 سوره مبارکه اعراف تذکر داده شده است:
(وَ اذْكُرْ رَبَّكَ في نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلينَ ؛
پروردگارت را در دل خود، از روى تضرع و خوف، آهسته و آرام، صبحگاهان و شامگاهان، ياد كن و از غافلان مباش!)
آیه شریفه ضمن دعوت به ذکر آرام وآهسته در آخر آیه متذکر می شود که این نحو ذکر باعث می شود که جز غافلین نباشیم .
علاوه بر این حضرت امام صادق علیه السلام نسبت فضیلت بین ذکر آرام و ذکر بلند را مانند صدقه پنهانی نسبت به صدقه آشکارا می دانند . چرا که صدقه پنهانی به خاطر آنکه از شائبه ریا و غرور دورتر است بسیار پسندیده تر از صدقه آشکار است.
پس از آنچه باید سئوال شود در مورد
سر بلند خواندن حمد و سوره در نماز صبح و مغرب و عشا
است چرا که آهسته خواندن موافق اصل است .
در تبیین سر بلند خواندن در این موارد هم می توان به چند مورد در کلام معصومین اشاره نمود. البته همانطور که قبلا هم گفتیم این موارد به عنوان علت تامه حکم نیست.
1)بلند خواندن شعار اقامه نماز است :
در اين باره وقتي از امام سوال كردند: چرا نماز مغرب و عشا بلند خوانده ميشود؟ امام(ع) فرمود: چون در وقت مغرب و عشا هوا تاريك است؛ بنابراين قرائت را بلند ميخواندند كه اگر كسي از آن نزديكي عبور كرد بداند نماز جماعت برپاست و شركت كند ولي در نماز ظهر و عصر چنين نيازي نيست.
2)بلند خواندن مایه مباحات فرشتگان است:
شخصي از امام(ع) پرسيد: چرا نماز جمعه و مغرب و عشا را بلند بخوانيم و نماز ظهر و عصر بايد آهسته خوانده شود؟ امام (ع) در جواب فرمودند: پيامبر اكرم(ص) وقتي به معراج رفتند اولين نمازي كه بر او واجب شد ظهر جمعه بود و خداوند به پاس احترام پيامبر(ص) ملائكه را به ميهماني فرا خواند و همه نماز ظهر روز جمعه و مغرب و عشا را با پيامبر خواندند و خدا به پيامبرش دستور داد كه نماز را بلند بخواند تا برتري او را بر ملائكه آشكار گرداند ولي نماز عصر را چون به تنهايي انجام داد مامور شد آهسته بخواند و علاوه بر اينكه بلند خواندن و آهسته خواندن يك نوع تعبد و تسليم در مقابل دستورات پروردگار و اقتدا به سنت و روش پيامبر(ص) اكرم ميباشد. از اين روايت ميتوان فهميد كه به مقتضي شرايط بايد بعضي از عبادات يا كارهاي خير را آشكار انجام دهيم تا ديگران را به آن كار دعوت كنيم.
3) استفاده نماز گذاران از قرائت امام در نماز جماعت:
مطلب دیگری که از روایت قبل قابل برداشت است آن است که با توجه به اینکه اصل در نماز ها نماز جماعت است و در نماز جماعت در رکعت اول و دوم نیازی به خواندن حمد وسوره توسط مامومین نیست بلند خواندن قرائت باعث استفاده ازنوع و نحوه ذکر و قرائت امام می شود.
برای مطالعه بیشتر مراجعه کنید به تفسیر کشف الاسرار و اطیب البیان و المیزان در ذیل آیه 205 سوره اعراف

چشمة الحمد
كليد راز بزرگي است هر كلام نماز
چه باشكوه و عظيم است ازدحام نماز
نسيم بارش نور است در كوير وجود
سحر به مسجد آدينه ها، سلام نماز
طنين بانگ اذان آيد از مناره شهر
جهان خفته به پاخاست با قيام نماز
به سوي قبلة ايثار، اين چه غوغايي است
حضور مردم مشتاق در نظام نماز
دوباره خطبه مزداي فتح مي خواند
پيمبرانه به محراب خون، امام نماز
گريخت خيل ساطي ازاسم بسم ا.
حصار مظلمه درهم شكست، نام نماز
شتاب خلق خروشان به سوي كعـبه خون
حماسه هاي يقين است در پيام نماز
بكن زچشمة « الحمد» دشت جان سيراب
بخوان كه زخم نهان بخشد التيام نماز
بنوش شهد شهادت به زير بيرق حق
كه با نبرد تو پاينده شد قوام نماز
نصر ا.. مرداني
حضور در نماز جماعت با قصد پاک
پیامبر (ص ) :من اتی الجماعة ایمانا واحتسابا استأنف العمل
کسی که در نماز جماعت با ایمان و قصد پاک و خشنودی خداداخل شود،اعمال خود را از سر گیرد. (کنایه از این است که گناهان گذشته اش بخشیده می شود ثواب الاعمال ، ص 87
نماز جماعت سبب ورود به بهشت
پیامبر (ص ) :فما من مؤمن مشی الی الجماعة الا خلف الله علیه اهوال یوم القیامة ، ثم یأمر به الی الجنة
پس مؤمنی نیست که در راه نماز جماعت قدم بردارد مگر این که خداوندتبارک و تعالی ترس وهراس روز قیامت را برای او سبک می گیرد، سپس او راامر می کند به ورود به بهشت . وسائل الشیعه ، ج 5، ص 372
استجابت دعا
پیامبر (ص ) :ان الله یستحیی من عبده اذا صلی فی جماعة ثم سأله حاجة ان ینصرف حتی یقضیها
زمانی که بنده ای نمازش را به جماعت بخواند، خداوند از او حیاء می کند، وهنگامی که از او طلب حاجت کرد، منصرف نشود، مگراین که حاجتش رابرآورد. ( بحار الانوار، ج ,88 ص 4 )
شفاعت پاداش نماز جماعت
پیامبر (ص ) :ان الله وعد ان یدخل الجنة ثلاثة نفور بغیرحساب و یشفع کل واحد منهم فی ثمانین الفا، المؤذن و الامام ، و رجل یتوضا ثم یدخل المسجد فیصلی فی الجماعة
همانا خداوند به سه گروه وعده داد، بدون حساب واردبهشت شوند، و هریک از این سه گروه (روز قیامت ) می توانند هشتاد هزار نفر راشفاعت کنند وآنها عبارتند از: 1- مؤذن . 2- امام جماعت . 3- کسی که وضو بگیرد،سپس داخل مسجد شود و نماز را به جماعت به جا آورد.( مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 488 )
عبور از صراط
پیامبر (ص ) :و من حافظ علی الجماعة حیثما کان مر علی الصراطکالبرق الخاطف اللامع فی اول زمرة مع السابقین
کسی که محافظت و مداومت بر نماز جماعت کند، مانند برق سریع ودرخشان همراه نخستین گروه بهشتیان از روی صراط می گذرد.( ثواب الاعمال ، ص 343 )
خشنودی خداوند
پیامبر (ص ) :ثلاثة یضحک الله الیهم : الرجل اذاقام باللیل یصلی و القوم اذا صفوا فی الصلاة ، و القوم اذا صفوا فی قتال العدو
سه گروهند که خداوند از آنان خشنود است :1- کسی که نماز شب می خواند.2- جمعی که نماز جماعت تشکیل می دهند.3- دسته ای که در برابردشمن در راه خدا صف آرایی کرده اند.( ثواب الاعمال ، ص 96 )
فضیلت تکبیر اول
پیامبر (ص ) :التکبیرة الاولی مع الامام خیر من الدنیاو ما فیها
تکبیر اول را با امام جماعت گفتن بهتر است از دنیا و آنچه در آن است . ( مستدرک الوسائل ، ج 1، ص .488 بحار الانوار، ج ,88 ص 15 )
نمازهای پنج گانه با جماعت
پیامبر (ص ) :من صلی الخمس فی الجماعة وحافظ علی الجمعة فقد اکتال الاجر بالمکیال الاوفی و قال تعالی : "ثم یجزیه الجزاءالاوفی "
کسی که نماز پنج وقت خود را به جماعت بخواند و به نماز جمعه حاضرشود،پس به تحقیق اجر خود را به حد کافی دریافت کرده است . سپس رسول خدا (ص ) این آیه کریمه را تلاوت فرمود: "پس جزا داده شود بر آن ، جزای کاملتر". ( جامع احادیث الشیعه ، ج 6، ص 386 )
نماز با جماعت
پیامبر (ص ) :لو یعلمون ما فی العشاء و الفجر لاتوهما ولو حبوا
اگر بدانند آنچه را که در خواندن نماز عشاء و صبح با جماعت هست به آن می آیند، هر چند با زانوها و دستها باشد، مانند راه رفتن کودک با نشستن گاه خود.( اصول وافی ، ج 2، ص 149 )
آفات بی نظمی در نماز جماعت
پیامبر(ص ) :کان رسول الله - صلی الله علیه و اله - یمسح مناکبنا فی الصلوة و یقول :استووا و لا تختلفوا فتختلف قلوبکم
رسول خدا (ص ) شانه های نمازگزاران را در نماز جماعت می گرفت و منظم می کرد، ومی فرمود: مساوی و منظم باشید، نامنظم و جدا از هم نباشید که قلبهای شما از یکدیگرجدا می شود. ( جامع احادیث الشیعه ، ج 6 ، ص 470 )
محافظت بر صف اول
پیامبر (ص ) :و من حافظ علی الصف الاول و التکبیرة الاولی لا یؤذی مسلما اعطاه الله من الاجر ما یعطی المؤذنون فی الدنیا و الاخرة
کسی که محافظت و مداومت بر صف اول و تکبیر اول نماید، و مسلمانی رااذیت نکند، خداوند به او اجری معادل اجری که مؤذن در دنیا و آخرت دریافت می کند، عطاخواهد کرد.( وسائل الشیعه ، ج 5، ص 387 )
صف اول نماز جماعت
قال رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم: ان الله و ملائکته یصلون علی الذین یصلون الصوف الاول.
پیامب رخدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: خدا و فرشتگانش بر کسانی که صفهای اول –نماز جماعت- را بهم پیوند می دهند، درود می فرستند (کنزالعمال، ج7، ص 633. )
چگونگی صف بستن در نماز جماعت
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): استووا تستوقلوبکم و تماسوا تراحموا.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: صفهای نماز جماعت را هماهنگ و تنظیم نمائید تا دلهایتان متعادل شود و شانه ها در تماس با هم باشد، تا مهربانی افزوده شود. کنزالعمال، ج7، ص 623
برتری خاص نماز جماعت صبح
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: لان اصلی الصبح فی جماعه احب الی من ان اصلی لیلتی حتی اصبح.
اگر نماز صبح را به جماعت بخوانم، در نظرم محبوب تر از عبادت و شب زنده داری تا صبح است.
کنزالعمال، ج8، ص 22792
رعایت حال نمازگزاران در نماز جماعت
قال علی (علیه السلام): و قد سئلت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) حین وجهنی الی الیمن کیف اصلی بهم؟ فقال صل بهم کصلوه اضعفهم و کن بالمؤمنین رحیما.
هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مرا به سوی یمن می فرستاد، از ایشان پرسیدم: چگونه با آنان نماز بخوانم؟ آن حضرت فرمود؟ نمازی بخوان همچون نمازی که ناتوان ترین آنها می خواند و نسبت به مؤمنان رحیم و مهربان باش.نهج البلاغه، نامه 52.
و همچنین
قال علی (علیه السلام): آخر ما فارقت علیه حبیب قلبی اءن قال: یا علی! اذا صلیت فصل صلوة اءضعف من خلفک و لا تتخذن مؤذنا یاءخذ علی اءذانه اءجرا.
آخرین لحظه ای که از محبوب دلم حضرت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) جدا شدم، به من فرمود: یا علی! چون با مردم نماز خواندی، نماز ناتوان تری کسی را که پشت سرت قرار گرفته بجای آور. و مؤذنی را که برای اذان گفتن مزد دریافت کند به کار اذان مگمار محجه البیضاء، ج2، ص 12.
و همچنین
پیامبر (ص ) :انی لأکون فی الصلوة فاسمع بکاء الصبی فاخفف مخافة ان اشق علی امه
من گاهی در حال نماز که هستم صدای گریه کودکی رامی شنوم و نماز راسبک و کوتاه می کنم، چرا که می ترسم مادرش را به رنج افکنم . ( کنز العمال ، ج 7، ص ,601 حدیث 20455 )
مواظبت بر نماز جماعت
عبدالله بن عباس روایت می کند که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «من سمع المنادی فلم یمنعه من اتباعه عذر – قالوا: و ما العذر؟ - قال خوف او مرض لم تقبل منه الصلاة التی صلی»
کسیکه أذان را شنید و در إجابت کردن آن عذری او را منع نکرد، -گفتند عذر مانند چه؟ فرمود: مانند ترس از دشمن، و یا مرض؛- نماز او قبول نمی شود. سنن أبی داود، ج1، ص 164
همچنین در حدیث دیگری روایت می کند که آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «من سمع النداء فلم یأته فلا صلاة له إلا من عذر»
کسیکه أذان را بشنود ولی به نماز جماعت حضور نیابد نماز از او قبول نمی شود، مگر اینکه عذر داشته باشد.وسائل الشیعه، ج55، ص 375.
از أبی الدرداء (رض) روایت است که فرمود از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم که می فرمود:
«ما من ثلاثه فی قریه و لا فی بدو لا تقام فیهم الصلاه الا قداستحوذ علیهم الشیطان فعلیکم بالجماعه فانما یاکل الذنب من الغنم القاصیه»
هر سه نفری که در قریه و یا بادیه نشینی باشند و نماز جماعت را بر پا نکنند، کسانی هستند که شیطان بر دل آنان سخت احاطه کرده، پس بر شماست که به جماعت حاضر شوید، زیرا گرگ همیشه گوسفندی را که از چوپان دور شده می خورد. صحیح سنن النسائی حدیث 8461/ 281.
آثار نماز جماعت
پیامبر (ص ) :من صلی اربعین یوما جماعة یدرک التکبیرة الاولی ، کتب له برائتان برائة من النارو برائة من النفاق
کسی که نماز خود را با جماعت و با درک تکبیر اول نماز، چهل روز انجام دهد، خداوند دو برائت را برای او مقرر می سازد: 1- برائت از آتش دوزخ .2- برائت از نفاق .( بحار الانوار، ج ,88 ج 4 )
اهمیت نماز جماعت با هر دشواری
پیامبر (ص ) :الصلاة جماعة و لو علی رأس زج
در نماز جماعت شرکت نمایید، گر چه آن را بر سر آهن و نوک نیزه انجام دهید(یعنی هر قدر سخت و دشوار باشد، از حضور در جماعت دریغ نکنید).( بحار الانوار، ج ,88 ص 4 )
و
پیامبر (ص ) :الصلاة جماعة و لو علی رأس زج اذاسئلت عمن لا یشهد الجماعة فقل : لااعرفه
نماز باید به صورت جماعت خوانده شود،و لو بر نوک تیز پیکان باشد، زمانی که از شما سؤال شد در مورد کسی که به جماعت حاضر نمی شود، بگویید اورا نمی شناسیم . ( بحار الانوار، ج ,88 ص 5 )
کناره گیری از جماعت
پیامبر (ص ) :ان الشیطان ذئب الانسان کذئب الغنم یأخذ الشاة القاصیة والناحیة فایاکم والشعاب و علیکم بالجماعة و العامة والمسجد
شیطان گرگ انسان است همانند گرگ گوسفندان که همیشه میشهای دورافتاده وکناره گیر را می گیرد. پس از دسته بندیها (گروه گرایی و خط بازی )بپرهیزید و برشما باد به حضور در جماعت و مجالس عمومی و مسجد.
( کنز العمال ، ج 7، ص ,581 حدیث 20355 )
پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند :
صلاه الرجل في جماعه ، خير من صلاته في بيته أربعين سنه . قيل يا رسول الله ! صلاه يوم ؟ فقال : صلاه واحده
نمازي که شخص با جماعت مي خواند بهتر است از اين که در خانه اش چهل سال نماز بگزارد . گفته شد اي رسول خدا ! نماز يک روز بهتر از نماز چهل است؟ فرمود : يک نماز
منبع : مستدرک الوسائل ، ج 6 ، ص 446
و همچنین حدیث جالبی در بیان فضیلت نماز جماعت است که قسمتی از آن در رسالههای عملیه هم ذکر شده است. ترجمه تمام حدیث چنین است:
اگر اقتدا کننده ۱ نفر باشد، پاداش ۱۵۰ نماز داده میشود.
اگر اقتدا کننده ۲ نفر باشد، پاداش ۶۰۰ نماز داده میشود.
اگر اقتدا کننده ۳ نفر باشد، پاداش ۱۲۰۰ نماز داده میشود.
اگر اقتدا کننده ۴ نفر باشد، پاداش ۲۴۰۰ نماز داده میشود.
اگر اقتدا کننده ۵ نفر باشد، پاداش ۴۸۰۰ نماز داده میشود.
اگر اقتدا کننده ۶ نفر باشد، پاداش ۹۶۰۰ نماز داده میشود.
اگر اقتدا کننده ۷ نفر باشد، پاداش ۱۹۲۰۰ نماز داده میشود.
اگر اقتدا کننده ۸ نفر باشد، پاداش ۳۶۴۰۰ نماز داده میشود.
اگر اقتدا کنندگان و امام جماعت به ۱۰ نفر رسیدند، پاداش۷۲۸۰۰ نماز دارد.
ولی، همین که عدد افراد از ده نفر گذشت، اگر تمام آسمانها کاغذ و دریاها مرکب و درختها قلم و جن و انس و ملائکه نویسنده شوند نمی توانند ثواب یک رکعت آن را بنویسند.
مستدرک الوسائل، ج ۱ ص ۴۸۷، رساله حضرت امام، مسئله ۱۴۰۰
یکی از یاران امام صادق علیه السلام از آن حضرت فلسفه ی نماز جماعت را پرسید که چرا و به چه علت نماز یومیه را به جماعت بخوانیم؟
امام صادق علیه السلام در پاسخ چنین فرمودند:
«انما جعلت الجماعة و الاجتماع الی صلوة لکی یعرف من یصلی ممن لایصلی و من یحفظ مواقیت الصلوة ممن یضیع و لو لا ذلک لم یمکن احدا ان یشهد علی احد بالصلاح لان من لم یصل فی جماعة فلا صلوة له بین المسلمین لان رسول الله (صلی الله علیه و آله) قال: لاصلوة لمن لم یصل فی المسجد مع المسلمین الا من علة »
»همانا نماز جماعت و اجتماع برای مسلمین مقرر شد تا شناخته شود نمازگذار از بی نماز، و کسی که نماز خویش را در اوقاتش بجا آورد و نمازش را مراقبت می کند از کسی که نمازش را ضایع می گرداند.
و اگر چنین نبود کسی به صلاحیت و طهارت و پاکی کسی شهادت نمی داد و به همین دلیل است که کسی که نمازش را با جماعت نخواند در بین ما مسلمانان بی نماز است
زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
کسی که بدون علت و عذر نمازش را با مسلمین در مسجد برگزار نمی کند بی نماز است.(آثار نمازگزار بر او مترتب نمی گردد)»
وسائل ج 5، ص 377 به نقل از رساله حقوق امام سجاد / شرح نراقی
١٤٦٠ موقعى كه ماموم نيت مىكند بايد امام را معين نمايد، ولى دانستن اسم او لازم نيست، مثلا اگر نيت كند اقتدا مى كنم به امام حاضر نمازش صحيح است.
١٤٦١ ماموم بايد غير از حمد و سوره همه چيز نماز را خودش بخواند ولى اگر ركعت اول يا دوم او، ركعتسوم يا چهارم امام باشد بايد حمد و سوره را بخواند.
١٤٦٢ اگر ماموم در ركعت اول و دوم نماز صبح و مغرب و عشا صداى حمد و سوره امام را بشنود اگر چه كلمات را تشخيص ندهد، بايد حمد و سوره را نخواند و اگر صداى امام را نشنود، مستحب استحمد و سوره بخواند ولى بايد آهسته بخواند و چنانچه سهوا بلند بخواند اشكال ندارد.
١٤٦٣ اگر ماموم بعضى از كلمات حمد و سوره امام را بشنود، احتياط واجب آن است كه حمد و سوره را نخواند.
١٤٦٤ اگر ماموم سهوا حمد و سوره بخواند يا خيال كند صدايى را كه مىشنود صداى امام نيست و حمد و سوره بخواند و بعد بفهمد صداى امام بوده نمازش صحيح است.
١٤٦٥ اگر شك كند كه صداى امام را مىشنود يا نه، يا صدايى بشنود و نداند صداى امام ستيا صداى كس ديگر، مى تواند حمد و سوره بخواند.
١٤٦٦ ماموم بايد در ركعت اول و دوم نماز ظهر و عصر، حمد و سوره نخواند و مستحب است به جاى آن ذكر بگويد.
١٤٦٧ ماموم نبايد تكبيرة الاحرام را پيش از امام بگويد بلكه احتياط واجب آن است كه تا تكبير امام تمام نشده، تكبير نگويد.
١٤٦٨ اگر ماموم پيش از امام عمدا هم سلام دهد نمازش صحيح است.
١٤٦٩ اگر ماموم غير از تكبيرة الاحرام و سلام چيزهاى ديگر نماز را پيش از امام بگويد اشكال ندارد ولى اگر آنها را بشنود يا بداند امام چه وقت مىگويد،احتياط مستحب آن است كه پيش از امام نگويد.
١٤٧٠ ماموم بايد غير از آنچه در نماز خوانده مىشود كارهاى ديگر آن مانند ركوع و سجود را با امام يا كمى بعد از امام به جا آورد و اگر عمدا پيش از امام يا مدتى بعد از امام انجام دهد، معصيت كرده و لى نمازش صحيح است، اما اگر در دو ركن پشتسر هم از امام جلو يا عقب بيفتد بنابر احتياط واجب بايد نماز را تمام كند و دوباره بخواند، اگر چه بعيد نيست نمازش صحيح باشد و فرادى شود.
١٤٧١ اگر سهوا پيش از امام سر از ركوع بردارد، چنانچه امام در ركوع باشد بايد به ركوع برگردد و با امام سر بردارد و در اين صورت زياد شدن ركوع كه ركن است نماز را باطل نمىكند ولى اگر به ركوع برگردد و پيش از آن كه به ركوع برسد،امام سر بردارد نمازش باطل است.
١٤٧٢ اگر اشتباها سر بردارد و ببيند امام در سجده است بايد به سجده برگردد و چنانچه در هر دو سجده اين اتفاق بيفتد براى زياد شدن دو سجده كه ركن است نماز باطل نمىشود.
١٤٧٣ كسى كه اشتباها پيش از امام سر از سجده برداشته هرگاه به سجده برگردد،و هنوز به سجده نرسيده امام سر بردارد، نمازش صحيح است ولى اگر در هر دو سجده اين اتفاق بيفتد، نماز باطل است.
١٤٧٤ اگر اشتباها سر از ركوع يا سجده بردارد و سهوا يا به خيال اينكه به امام نمىرسد به ركوع يا سجده نرود نمازش صحيح است.
١٤٧٥ اگر سر از سجده بردارد و ببيند امام در سجده است چنانچه به خيال اينكه سجده اول امام است، به قصد اين كه با امام سجده كند به سجده رود و بفهمد سجده دوم امام بوده بايد بنابر احتياط نماز را تمام كند و از سر بخواند و اگر به خيال اينكه سجده دوم است به سجده رود و بفهمد سجده اول امام بوده احتياط آن استكه نماز را فرادى تمام نمايد اگر چه مىتواند متابعت امام را بكند و به سجده رود و نماز را تمام كند.
١٤٧٦ اگر سهوا پيش از امام به ركوع رود و طورى باشد كه اگر سر بردارد بهمقدارى از قرائت امام مى رسد، چنانچه سر بردارد و با امام به ركوع رود نمازش صحيح است.
١٤٧٧ اگر سهوا پيش از امام به ركوع رود و طورى باشد كه اگر برگردد به چيزى از قرائت امام نمى رسد، واجب استسر بردارد و با امام نماز را تمام كند و نمازش صحيح است اگر چه احوط استحبابى در اين صورت اعاده نماز است، و اگر سر برندارد تا امام برسد نمازش صحيح است.
١٤٧٨ اگر سهوا پيش از امام به سجده رود، واجب است كه سر بردارد و با امام به سجده رود و نمازش صحيح است اگر چه احتياط استحبابى در اين صورت اعاده نماز است و اگر برنداشت نمازش صحيح است.
١٤٧٩ اگر امام در ركعتى كه قنوت ندارد اشتباها قنوت بخواند يا در ركعتى كه تشهد ندارد اشتباها مشغول خواندن تشهد شود ماموم نبايد قنوت و تشهد را بخواند ولى نمىتواند پيش از امام به ركوع رود، يا پيش از ايستادن امام بايستد بلكهبايد صبر كند تا قنوت و تشهد امام تمام شود و بقيه نماز را با او بخواند.
مستحبات نماز جماعت
١٤٨٠ اگر ماموم يك مرد باشد، مستحب است طرف راست امام بايستد، واگر يك زن باشد، مستحب است در طرف راست امام طورى بايستد كه جاى سجدهاش مساوى زانو يا قدم امام باشد، و اگر يك مرد و يك زن، يا يك مرد و چند زن باشند، مستحب است مرد طرف راست امام و باقى پشتسر امام بايستند، و اگرچند مرد يا چند زن باشند، مستحب است پشتسر امام بايستند، و اگر چند مرد و چند زن باشند، مستحب است مردها عقب امام و زنها پشت مردها بايستند.
١٤٨١ اگر امام و ماموم هر دو زن باشند احتياط آن است كه امام كمى جلوتر بايستد.
١٤٨٢ مستحب است امام در وسط بايستد و اهل علم و كمال و تقوى در صف اول بايستند.
١٤٨٣ مستحب است صفهاى جماعت منظم باشد و بين كسانى كه در يك صف ايستادهاند فاصله نباشد و شانه آنان رديف يكديگر باشد.
١٤٨٤ مستحب است بعد از گفتن "قد قامت الصلاة" مامومين برخيزند.
١٤٨٥ مستحب است امام جماعتحال مامومى را كه از ديگران ضعيف تر است رعايت كند و عجله نكند تا افراد ضعيف به او برسند، و نيز مستحب است قنوت و ركوع و سجود را طول ندهد،
١٤٨٦ مستحب است امام جماعت در حمد و سوره و ذكرهايى كه بلند مىخواند صداى خود را بقدرى بلند كند كه ديگران بشنوند ولى بايد بيش از اندازه صدا را بلند نكند.
١٤٨٧ اگر امام در ركوع بفهمد كسى تازه رسيده و مىخواهد اقتدا كند مستحب است ركوع را دو برابر هميشه طول بدهد و بعد برخيزد، اگر چه بفهمد كس ديگرى هم براى اقتدا وارد شده است.
مکروهات نماز جماعت
١٤٨٨ اگر در صفهاى جماعت جا باشد، مكروه است انسان تنها بايستد.
١٤٨٩ مكروه است ماموم ذكرهاى نماز را طورى بگويد كه امام بشنود.
١٤٩٠ مسافرى كه نماز ظهر و عشا را دو ركعت مىخواند مكروه است در اين نمازها به كسى كه مسافر نيست اقتدا كند و كسى كه مسافر نيست مكروه است در اين نمازها به مسافر اقتدا نمايد.
توضیح المسائل حضرت امام خمینی (ره)
1. «ويليام جيمز» روان شناس بزرگ امريکايي مي گويد:
«دعا و نماز و به عبارت ديگر, اتصال با روح عالم خلقت و جان جانان, کاري اثر بخش و داراي نتيجه است. ثمره آن عبارت است از ايجاد يک جريان قدرت و نيرويي که به طور محسوس داراي آثار مادي و معنوي است.»[1]
2. دکتر «وين داير»:
«من در حال نماز به شيوه اي باور نکردني از نور الهي برخودار مي شوم و احساس مي کنم همه وجود من, روح است هر چند هنوز از داشتن جسم آگاه هستم و هنگامي که از اين احساس روحاني و سير و سياحت در عالم روح به جسم خود باز مي گردم, احساس قدرت مي کنم گويي جسم من آگنده از مقدار زيادي انرژي شده است.»[2]
3. «کارل يونگ» روان شناس بزرگ معاصر:
«واقعه نماز و دعاي جمعي, بهره گيري از حيات فائق و متعالي است که برتر از همه مرزها و حدود زماني و مکاني است و لحظه اي جاويد و ابدي در زمان است.»[3]
4. «روژه گارودي» فيلسوف و دانشمند مشهور فرانسوي:
«در نماز انسان به خود باز مي گردد و همه هستي را در وجود خويش احساس مي کند و چنين است که انسان با ايمان به ستايش وادار مي شود.»[4]
5. دکتر «فرانک لاباخ» دانشمند مشهور اروپايي
از قول دانشمند ديگري چنين مي گويد: «اي خداوند! ساعت کوتاهي که در حضور تو صرف مي شود چه تغيير عظيمي به وجود مي آورد چه بارهاي سنگيني بر اثر آن از سينه ها برداشته مي شود و چه زمين هاي خشکي که بر اثر رگبارهاي دعا شاداب مي گردد ... .»[5]
6. «مهاتما گاندي» رهبر بزرگ هند
چه زيبا مي گويد: «دعا و نماز, زندگي مرا نجات داده است, من بدون آن مدت ها پيش ديوانه شده بودم. من در تجارب زندگي عمومي و خصوصي خود تلخ کامي هاي بسيار سختي داشته ام که مرا دستخوش نااميدي مي ساخت اگر توانسته ام بر اين نااميدي ها چيره شوم به خاطر دعا و نمازهايم بوده است. دعا و نماز را مانند حقيقت, بخشي از ندگي خود به شمار نمي آورم بلکه تنها به خاطر نياز و احتياج شديد روحي آنا را به کار مي بسته ام, زيرا اغلب خود را در حال و وضعي مي يافتم که احتمالا بدون نماز و دعا نمي توانستم شادمان باشم. هر چه زمان مي گذشت اعتقاد من به خدا افزايش مي يافت و نياز من به دعا ونماز بيشتر مي شد و صورتي مقاومت ناپذير به خود مي گرفت. بدون آن زندگي سرد و تهي بود. به همان اندازه که غذا براي بدن لازم استع دعا و نماز براي روح ضرورت دارد. در واقع آن قدر که دعا و نماز براي روح لازم است, غذا براي بدن ضرورت ندارد زيرا اغلب لازم است به خاطر سلامت بيشتر خودمان گرسنگي بدهيم و از غذاخوردن خودداري کنيم, اما در مورد دعا و نماز چنين اجتنابي نمي توان وجود اشته باشد.[6]
گاندي در جاي ديگر مي گويد: «من کوچکترين شکي ندارم که نماز و دعا, وسيله غير قابل انکاري براي پاک کردن قلب از اميال نفساني است ولي بايد با منتهاي تواضع آميخته گردد.»[7]
7. دکتر «الکسيس کارل» فيزيولوژيست معروف فرانوسي
مي گويد: «حالت دعا و مناجات, اثراتي در اعضاي بدن ما به جا مي گذارد که در نوع خود بي سابقه است اين اثر در روزهاي اول آن قدرها جالب توجه نيست اما کم کم وقتي عادي شد, هيچ لذتي نمي تواند با آن برابري کند.»
و در جاي ديگر مي گويد: «نيايش, پرواز روح است به سوي خدا يا حالت پرستش عاشقانه اي است نسبت به آن مبدأيي که معجزه حيات از او سرزده است و بالاخره نيايش, نمودار کوشش انسان است براي ارتباط با آن وجود نامرئي, آفريدگار هستي, عقل کل, قدرت نامحدود و خير مطلق.»[8]
[1] . ويليام جيمز, دين و روان, ترجمه مهدي قاني، ص 177.
[2] . وين داير, درمان با عرفان, ترجمه جمال هاشمي, ص 308.
[3] . جهان نگري کارل يونگ, ترجمه جلال ستاري, ص 218.
[4] . علي اصغر عزيزي تهراني, حضور قلب در نماز, انتشارات بوستان کتاب, چاپ پنجم, 1382، ص 121.
[5] . همان.
[6] . همه مردم با هم برابرند, مهاتما گاندي, ترجمه محمود تفضلي, ص 106-107.
[7] . رؤيايي با حقيقت, مهاتما گاندي, ترجمه ليلي شاپوريان, ص 79.
[8] . الکسيس کارل, نيايش, ترجمه علي شريعتي, ص 41.


مسجد الحرام قبلهگاه مسلمانان بعد از ماجرای تغییر قبله است و در شهر مکه در کشور عربستان سعودی قرار دارد. به کعبه، خانه خدا، بیت الله الحرام، بیت العتیق و بیت الحرم نیز میگویند. دلیل نامگذاری کعبه به بیت الحرام این است که خداوند ورود مشرکان را به این مکان مقدس حرام و ممنوع فرموده است. بیت الله الحرام در شهر مکه قرار دارد و در تاریخ، مورد احترام همگان بوده است. بنا بر آیاتی از قرآن و روایات معصومان علیهم السلام خانه کعبه نخستین و مقدسترین بنا و اولین مسجدی است که بر روی زمین ساخته شده است. مسجد الحرام بزرگترین مسجد دنیاست که همزمان گنجایش 4 میلیون نفر را دارد. سالانه 4 میلیون مسلمان از سراسر دنیا برای انجام فریضه حج واجب در این مسجد و گرداگرد خانه کعبه جمع می شوند که این مراسم یکی از بزرگترین گردهمایی های مردم دنیا محسوب می شود.


مسجد النبی یا حرم پیامبر، همچنین مسجد نَبوی یا مسجد پیغمبر، مسجد تاریخی مدینه است که در شرقشهر مدینه بنا شده است. این مسجد را پیامبر اسلام (ص) در سال نخست هجری و در نخستین روزهای ورود به مدینه به دست خود و به همراهی مهاجرین و انصار ساختتند. آرامگاه پیامبر اسلام، که در منزل ان حضرت واقع بود، پس از توسعه مسجد در آن قرار گرفت. این مسجد از معروفترین و یکی از بزرگترین مسجدهای مسلمانان و از مهمترین زیارتگاههایشان به شمار میآید. این مسجد ظرفیت بیش از 750 هزار نفر را دارد.


مسجد شاه فیصل در اسلام آباد پاکستان یکی از بزرگترین و مشهورترین مساجد دنیاست. این مسجد پس از ساخت در ۱۹۶۹ تا ۱۹۹۳ بزرگترین مسجد جهان بود که در زمینی به مساحت پنج هزار متر مربع ساخته شده و گنجایشی معادل سیصد هزار نمازگزار دارد. در سال ۱۹۶۶ زمانی که شاه فیصل بن عبدالعزیز پادشاه عربستان از اسلامآباد دیدن کرد انگیزه برای ساخت این مسجد شروع شد. از آنجایی که شاه فیصل عبدالعزیز سرمایهگذار اصلی و بانی ساخت این مسجد بود این مسجد و خیابان مجاور آن پس از به قتل رسیدن وی در سال ۱۹۷۵ به همین نام ثبت شد.


مسجد استقلال در جاکارتا، در اندونزی، بزرگترین مسجد جنوب شرق آسیا است. دولت اندونزی در ۱۹۷۵ برای ساخت مسجد ملی اقدام کرد و مسجد استقلال را بنا کرد. این مسجد گنجایش 120 هزار نفر را در یک زمان دارد.


مسجد حسن دوم مسجدی است در شهر کازابلانکا در مراکش. این مسجد که به لحاظ وسعت پس از مسجد الحرام و مسجد النبی قرار دارد، در ساحل شهر کازابلانکا و بخشی از آن بر روی آب قرار داردو با کمکهای مردمی ساخته شده است. کارساخت مسجد حسن دوم در سال ۱۹۸۰ آغاز و در سال ۱۹۹۳ به پایان رسید تا به مناسبت شصتمین سال تولد حسن دوم پادشاه مراکش افتتاح شود. مسجد حسن دوم ظرفیت پذیرش 110 هزار نفر را دارد که از این تعداد مکان نمازخواندن پنج هزار زن جدا شده است و در کنار دریای آتلانتیک قرار دارد و با نورهای لیزری جهت مکه را از منارههای خود نشان میدهد که نور آن را میتوان از فاصله چند مایلی در دریا مشاهده کرد.


مَسجـِدِ پادْشاهی یا مسجدِ عالَمگیری، در شهر لاهور پاکستان از بزرگترین مسجدهای جهان به شمار میآید. ساخت این مسجد در لاهور به فرمان پادشاه گورکانی اورنگزیب عالمگیر آغاز شد. ظرفیت این مسجد به بیش از 100 هزار نفر می رسد.


مسجد شیخ زاید (مسجد الشیخ زاید بن سلطان آل نهیان) مسجدی در شهر ابوظبی، کشور امارات است. این مسجد با گنجایش 40 هزار نفر یکی از مساجد بزرگ جهان و یکی از نقاط دیدنی امارات متحده عربی به شمار میآید. نام این مسجد از شیخ زاید بن سلطان آل نهیان گرفته شدهاست که بنیانگذار و نخستین رئیس کشور امارات بوده و در همین مسجد دفن شدهاست. این مسجد به طور رسمی در ماه رمضان در سال ۲۰۰۷ میلادی گشوده شد.
گلبانک اذان حرم
مسجد الحرام حجم فایل : ۷۴۷/۱ کیلوبایت زمان پخش 00:03:42
مدینه النبی حجم فایل : ۸۴۵ کیلوبایت زمان پخش 00:03:34
حرم امام رضا (ع) حجم فایل : ۲۲۸/۱ کیلوبایت زمان پخش 0:05:12
گلبانک اذان موذنین
مرحوم رحیم مؤذن زاده اردبیلی حجم فایل : ۳۲۵ کیلوبایت
استاد کریم منصوری حجم فایل : ۱۲۴/۱ کیلو بایت
استاد حسین صبحدل حجم فایل : ۰۶۸/۱ کیلو بایت
استاد تاج اصفهانی حجم فایل : ۷۷۵ کیلو بایت
استاد پرهیزگار حجم فایل : ۱۹۸/۱ کیلو بایت
استاد عبدالباسط حجم فایل : ۰۲۱/۱ کیلو بایت
استاد راغب مصطفی غلوش حجم فایل : ۳۸۷/۱ کیلو بایت

امام صادق(ع): اذان گويان در قيامت از تمام مردم گردن فراز ترند.
رسول اكرم(ص): هركس براي رضاي خداوند متعال اذان بگويد خدايش پاداش چهل هزار شهيد و چهل هزار صديق ارزاني مي دارد وچهل هزار تن از گنهكاران امت مرا با شفاعت او به بهشت مي برد.
| تکرار | متن | ترجمه | فرقه |
|---|---|---|---|
| ۴بار | الله اکبر | خداوند بزرگترین است (بزرگتر از آن است که توصيف شود).۱ | شیعه و سنی |
| ۲بار | اشهد ان لا اله الّا الله | گواهی میدهم که خدايي جز خداوند نيست. | شیعه و سنی |
| ۲بار | اشهد ان محمداً رسول الله | گواهی میدهم که محمّد فرستادهٔ خداوند است. | شیعه و سنی |
| ۲بار | اشهد ان علیاً ولی الله | گواهی میدهم که علی ولي خداوند است.۲ | فقط شیعه |
| ۲بار | حی علی الصلاة | بشتاب بر نماز. | شیعه و سنی |
| ۲بار | حی علی الفلاح | بشتاب بر رستگاری. | شیعه و سنی |
| ۲بار | الصلاة خیر من النوم | نماز بهتر است از خواب۳ | فقط سنی در اذان صبح |
| ۲بار | حی علی خیر العمل | بشتاب بر بهترین کار۴ | فقط شیعه |
| ۲بار | الله اکبر | خداوند بزرگترین است (بزرگتر از آن است که توصيف شود). | شیعه و سنی |
| 2بار | لا اله الّا الله | خدايي جز خداوند نيست.۵ | شیعه دوبار اما سنی تنها یک بار |
۱ پیروان مذهب مالکی الله اکبر ابتدای اذان را به جای چهار بار فقط دوبار میگویند.
۲ عبارت «اشهد انّ علیّا ولی الله» فقط توسط شیعیان خوانده میشود. با این حال شیعیان اذعان دارند که این جمله جزو اذان و اقامه نیست و خواندن آن نیز واجب نیست بلکه مستحب و مستحسن است. گاهی بعضی از شیعیان عبارت دیگری را نیز به آن اضافه میکنند مانند «اشهد انّ مولانا امیرالمؤمنین علیّاً و ابناؤه المعصومین حجج الله» «گواهی میدهم که سرور ما امیر مؤمنان علی و پسران معصوم او حجّت و برهانهایی برای خدا(در زمین) هستند».
۳ جمله «الصلوة خیرمن النّوم» به معنی «نماز از خواب بهتر است» را فقط اهل سنّت در اذان صبح (فجر) میخوانند و معتقدند که نخستین بار بلال حبسی در زمان پیغمبر این عبارت را به اذان افزودهاست.
۴ جمله «حی علی خیرالعمل» به معنی "بشتاب به سوی بهترین کارهاً تنها توسط شیعیان گفته میشود. بر اساس بحارالانوار، در زمان پیغمبر این عبارت در اذان گفته میشدهاست امّا عمر (یا به قولی عثمان) این جمله را حذف کرد و گفت میترسم مسلمانان نماز را بهترین کارها بدانند و از جهاد غافل شوند.
۵ شیعیان جملهٔ پایانی (لا اله الا الله) را دو بار تکرار میکنند.
اذان پس از داخل شدن وقت نماز گفته میشود. مؤذن در هنگام اذان معمولاً در جای بلندی قرار گرفته و میایستد. در بین مسلمانان معمول است که مؤذن در هنگام ادای جملات اذان، دستها را به گوش میگذارد و با صدای بلند جملات اذان را قرائت میکند. هم چنین معمول است که مؤذن بین جملات اذان تا حد عرفی فاصله بدهد و اصوات را کشیده ادا کند. هم چنین اعتقاد بر این است که اگر موذّن در هنگام اذان صدا را در گلو بگرداند تبدیل به غنا می شود و حرام است
دعا پس از اتمام جملههای اذان در بین مسلمانان رایج است.
شیعیان معمولاً بعد از اذان عبارت «وصلّی الله علی سیّدنا محمّدٍ و آله و سلَّم» «و خداوند بر سرور ما محمّد و بر خاندان او درود و سلام فرستاد» را میافزایند.
در بین اهل سنت این دعا معمول تر است: «اللهم رب هذه الدعوة التامة والصلاة القائمة آت محمداً الوسیلة و الفضیلةو ابعثه مقاماً محموداً الذی وعدته» به معنی «خداوندا، این دعوت و نماز ما، به محمّد شفاعت و فضل جاودانی ببخش و او را به جایگاه ستودهای که به وی وعده دادی برسان».
دیدگاه تشیع در مورد اذان
شیعیان اذان را عبادتی میدانند که از جانب خدا تعیین گردیدهاست و تغییر در جملات اذان را مترادف بدعت میدانند هم چنین عقیده شیعیان این است که نخستین اذان بلال حبشی در مدینه بودهاست اما محمّد پیش از هجرت به مدینه برای تمام نمازها خود، اذان میگفتهاست
شرح رساله آیت آلله سیدمحمدجوادغروی بر رساله توضیح المسائل ایت الله بروجردی- نشر نگارش
دیدگاه اهل سنت در مورد اذان
اهل سنت عقیده دارند که نخستین بار اذان در مدینه خوانده شد و حمزه پسر عبدالمطّلب عبد المطلب این پیشنهاد را به محمدداد (در حالی که بعضی دیگر طبل و بوق یا زنگ را برای دعوت مردم به نماز پیشنهاد کرده بودند).اهل سنت همچنین عقیده دارند عمر، کلمات اذان را در خواب دید و به پیامبر عرضه کرد و بلال حبشی همانها را در اذان خواند. سنیها معتقدند که بعضی عبارات اذان مانند «الصلوة خیر من النوم» را بلال حبشی افزودهاست

نـور عشــق
دل را به نور عشق صفا مي دهد نماز
جان را به ياد دوست جلا مي دهد نماز
از خارزار شركت اگر بگذري به صدق
باغ تو را زجلوه صاف مي دهد نماز
تا بنگري جمال حقيقت ز معرفت
سر چشمه ات ز آب بقا مي دهد نماز
پاي تو را زقيد تعلّق رها كند
دست تو را به دست دعا مي دهد نماز
هر دم كه سر به سجدة اخلاص مي نهي
روشندلي زياد خدا مي دهد نماز
چون بشنوي صلاي مؤذن، شتاب كن
كز بارگاه قدس ندا مي دهد نماز
مشفق كاشاني
«السلام علیك یا ثارالله و ابنثاره و الوتر الموتور»
عاشوراى سال 61 ه.ق فرا رسید ، و سید الشهداء(ع) كه همراه پاكباختگان دین خدا به صحراى كربلا آمده بود، در آفتاب سوزان ظهر عاشورا همچون نگین انگشترى در محاصره دشمنان اسلام و قرآن قرار گرفت.
هنگام اذان ظهر فرا رسید. یكی از یاران مخلص امام در ظهر عاشورا پیشنهاد اقامه نماز جماعت كرد، حضرت فرمودند: وقت نماز فرا رسیده است، خداوند تو را از نمازگزارن قرار دهد. آنگاه نماز را آغاز كرد و نزدیك به نیمى از مجاهدان از فیض جماعت آن حضرت كامیاب شدند.
اقامه نماز در صحنه كربلا، به عنوان بالاترین پیام عاشورا، در زیارات منقول از ائمه اهل بیت(ع) مورد تاكید قرار گرفته است. زائران امام حسین(ع) به پیروى از معصومان(ع) در زیارت آن حضرت به این حقیقت والا اشاره مىكنند و مىگویند: ... اشهد انك قد اقمت الصلاة...

رضای حق مرا چون بوده مقصود گذشتم از همه در راه معبود
ز قتل اكبر و عباس و قاسم مرا هر لحظه داغی ديگر افزود
همی گِريد رباب و نيست اصغر بوَد گهواره خالی، خيمه پُر دود
به پيش چشم زينب در وداعم دگر شام اسارت بود مشهود
به دنبالم دوان آمد رقيه دگر بار دگر بيند مرا زود
همه ياران من رفتند يكسر رسيدند آن وفاداران به مقصود
ولی من ماندهام تنهای تنها ز هرسو راهها گرديده مسدود
به گود قتلگه افتادم از پا به غارت چونكه دشمن دست بگشود
سرم بر نی، به دست نيزهداران تنم زير سُم اسبان بفرسود
صراط وصل را در اين مراحل دلم با شوق بیحَد گرچه پيمود
ولی بالاترين معراج عشقم نماز ظهر عاشورای من بود
"حسانا" كربلا گلزار زهراست خوشا آن عاشقی كآنجا بياسود
شاعر : حسان
جلوه های هنر در مساجد بسیار است كه معماری، مهندسی، گچبری، آجركاری، موزائیك سازی، كاشیكاری، سفالگری، سنگ تراشی، مقرنس سازی، آئینه كاری، كنده كاری، منبت كاری،خاتم كاری، نگارگری، خوشنویسی، تذهیب، پرتو پردازی نمونه هایی از هنرمندی های بی بدیلی است كه توسط عاشقان اله در این مكان های معنوی انجام می شود.
ساخت گنبد، محراب، گلدسته ها، ستون ها، منبرها، به نوعی پیام خاص خود را به مخاطبان القاء می كنند. با دقت در این نمادها و پیام های آنان در خواهیم یافت كه این پیام ها همگی جاودانی وعرفانی هستند.بدیهی است اگر امروز در حفظ مساجد و هنرهای به كار رفته در آنها كوتاهی كنیم، آیندگان هرگز ما را نمی بخشند كه چرا چنین گوهرها وهنرهای گرانبهای جوشیده از متن مردم و دین را به آسانی و در پی تقلید از هنر غربی، از دست داده ایم.
مزار شریف - افغانستان
;
آلبانی

الجزایر
;
آلمان
;
آرژانتین

اتریش

برزیل

برونی

قزاقستان

کویت

مالزی
کانادا
معماران و هنرمندان مسلمان در ساخت و طراحی مساجد نهایت ذوق و خلاقیت هنری خود را بیتوجه به اجر مادی آن به کار می برند.
معماری مساجد در ایران یک دنیا شور و هیجان و یک سکوت و آرامش باشکوه را به نمایش میگذارد که نماینده ذوق سرشار زیباییشناسی است و منبعی جز ایمان مذهبی و الهام آسمانی نمیتواند داشته باشد.
از همان ابتدای ظهور اسلام تا کنون ، ملتها و اقوام مختلف مانند یک امت واحد، با فرهنگها، آداب و رسوم و به ویژه با توانایی و درک هنری متفاوت و متنوع در کار ساختن و پرداختن مساجد در سرزمینهای وسیعی که از اندلس در باختر تا جنوب خاوری آسیا امتداد دارد، تلاش کردهاند.
بر این اساس هر آنچه که دیروز و امروز تحت عنوان معماری اسلامی در سرزمینهای گشوده شده، با سبکها و شیوههای شناخته شده، اندلسی ـ آفریقای شمالی ـ شامی و مصری ـ ایرانی و بینالنهرینی ـ عثمانی ـ هندو ـ یمنی و عربستانی ایجاد شده است، در حقیقت هنر مردمان ساکن در این نواحی است که دیرزمانی پیش از ظهور اسلام هر کدام دارای تمدنهای درخشانی بودهاند، و اینک در پرتو تعالیم اسلام دارای سمت و سو و شخصیت واحدی شدهاند.
اگرچه به ظاهر واجد تفاوتهایی بودهاند که بیش از همه در شیوه تزیین بنا، تجرید و درک هنری مبتنی بر برخی جنبههای فرهنگی مانند آداب و رسوم قومی و سنتهای قبیلهای، اقلیم، عادتها، معیارها و هنجاریهای مورد قبول آنها بوده است.
معماران و هنرمندان مسلمان تاکنون نهایت ذوق و خلاقیت هنری خویش را بدون توجه به اجر و مزدی بذل کردهاند، به گونهای که گاه حتی از نصب نام و نشان خود هم غافل شدهاند.
در بنای بسیاری از مساجد در سرزمینهای اسلامی هنرهای گونهگون در انبیق این خیزش سترگ به هم درآمیخته و معماری در این میان نقش توازنکنندهای ایفا کرده است. کاشیکاری، نقاشی ، گچبری ، منبتکاری ، خوشنویسی ، خطاطی کتیبهها ،حتی صوت خوش و موسیقی دلانگیز در صدای مؤذن و قرائت کتابخدا.
بدان گونه از بررسی یافتههای باستانشناسی در نجد ایران حاصل آمده:
پوشش گنبدی با قاعده مدور، نخستین بار به وسیله معماران هنرمند دوران مقدم ساسانی و در بنای کاخهای خسروان، هم چون کاخ اردشیر بابکان در فیروزآباد و کاخ سروستان به کار رفته که این وضعیت صرف نظر از پوشش فضاهای وسیع و رفیع، شکوفایی بیرونی و درونی اینگونه بناها را فراهم میآورد که پیشتر با استفاده از قابهای مربع متحدالمرکز با چرخشی به مقدار نیم قائمه بر روی قاب زیرین و محاط در آن زیگوراتی را به وجود میآورد، ساخته میشد.
اکنون تبدیل آن به شکل مدور، در واقع تحولی در جهت دست یافتن به نرمش و ایستایی بهتر و تقسیم یکنواخت و متوازنتر نیروهای موجود در بنا بوده است.
به علاوه این تمدید خردمندانه، معمار را از لزوم بهکارگیری احجام و عناصر ساختمانی حجیم و وزین که از پیش برای پوشش فضاهای اصلی و جنبی فراهم آورده بود، بینیاز کرده و در عوض استفاده از آجر و یا سنگ با ابعاد کوچک و قابل حمل را مقدور میساخت و کار ساختن و پرداختن را آسان میکرد.
بناهای فاخر و نفیسی که از رهگذر این ابداع هوشمندانه حاصل میآمد، این بار مقدر بود تا در شکلدهی به بنای مساجد اسلامی و در خدمت به اهداف مقدس و جهانبینی نو کمر ببندد. ابتکار عملی که در خاستگاه اسلام به کلی بیسابقه بوده است.
در آغاز تقریبا همه مساجد اسلامی در جای معابد، کاخها و کلیساهای سرزمینهای مفتوح و با استفاده از عناصر و مصالح موجود در آنها ساخته میشد.
مسجد جامع اموی دمشق به عنوان مسجد و مرکز اسلامی که هم پارلمان بوده و هم محلی که به امور جاری مسلمانان میپرداخت، با هدف نشان دادن قدرت جامعه جوان مسلمانان، در محل پرستشگاه ژوپیتر، خدای خدایان رومی که سابقا به کلیسا مبدل شده بود، ساخته شد.
در ایران هم اغلب آتشکدهها تبدیل به مسجد شدند از آن جمله میتوان از مسجد جامع اصفهان در عهد خلافت منصور نام برد.
مسجد ایرانی علاوه بر افزودن گنبد به فضای شبستان به کمک یک هندسه گامبهگام و ایجاد ایوان که به شکوه و جلال آن میافزود، دارای ویژگیهای منحصربهفردی است که لطافت و ظرافت در آراستن و تزیین بدنه در داخل و خارج بنا، از آن جملهاند.
با این همه میراث متقدمان و تتجربه به جای مانده از آنها توام با تنوع و تجربههای سنتی در استفاده از فرم و فضا به ویژه در معماری مساجد، قرنهاست که به کمال رسیده و به بلوغ هنری و ماندگاری فنی دست یافته است.
تبلور این امر را میتوان در بنای کوچک زیبا و ظریفی همچون مسجد "شیخ لطفالله" اصفهان که در اوج زیبایی، ادراک علمی و استادی مسلم است، به وضوح مشاهده کرد.

ویل دورانت مورخ مشهور و معاصر آمریکایی در باره این شاهکار بیمانند توصیف جالبی دارد.
او در تاریخ تمدن خود و در آغاز عصر خرد مینویسد: بیش از همه داخل مسجد دارای زیبایی شگفتانگیزی است که شامل نقوش اسلیمی، اشکال هندسی، چنبره[ایی با طرح کامل و یک شکل است. در این جا هنر مجرد (آبستره) را میبینیم ولی با منطق و سبک و اهمیتی که هرج و مرج مبهوتکنندهای را به عقل عرضه نمیکند، بلکه نظم قابل فهم و آرامش فکری را میرساند.
پروفسرو پوپ، ایرانشناس و مستشرق معروف معاصر در کتاب خود «بررسی هنر ایران» مینویسد: «کوچکترن نقطه ضفعی در این بنا دیده نمیشود. اندازهها بسیار مناسب اند، نقشه آن بسیار قوی و زیبا و به طور خلاصه توافقی است بین یک دنیا شور و هیجان و یک سکوت و آرامش باشکوه که نماینده ذوق سرشار زیباییشناسی است و منبعی جز ایمان مذهبی و الهام آسمانی نمیتواند داشته باشد.
بطور كلي مي توان شرايط آداب نماز, را به دو بخش اصلي تقسيم كرد:
1. صفات و ويژگي هاي نمازگزار قبل از ورود به نماز.
2. آداب و شرائطي كه مي بايست يك نماز گزار واقعي آنها را درحال نماز رعايت كند.
الف: در بخش اول از باب نمونه مي توان به اين امور اشاره كرد:
1. تقوي و ترك گناه:
از امور مهمي كه بيش از هر چيز رعايتش براي نمازگزار واقعي ضروري است محافظت بر نفس و اعمال و رفتار خويش است يعني دوري گزيدن از هر آنچه را كه خداوند متعال از انجام آن ناخشنود است و گناه و معصيت الهي بشمار مي رود، چرا كه حقيقت گناه و معصيت چيزي جز آلودگي و نجاست و تيرگي نفس و جان آدمي نيست و براي نمازگزاري كه مدعي است مي خواهد به معراج و ملكوت پرواز كند و هم آوا و هم سخن خداوند و فرشتگان شود.و با اين كدورتها و آلودگي روحي و سنگيني گناه به ملكوت اعلي راه نمي يابد و با قلبي كه شيطان آن را تصرف كرده متوجه خدا نمي شود و با زباني كه در اثر گناه لال شده با حضرت دوست سخن نمي گويد. از اين روي در قرآن بر پرهيز از گناه و معصيت تأكيد شده و مي فرمايد: « بگو اي اهل کتاب! بياييد به يک کلمه (ايمان)که مشترک بين ما و شماست ايمان آوريد و جز خدا را نپرستيم و برخي ديگر را تحت سلطه قرار ندهيم.»
و از صبر و نماز ياري جوئيد و اين كار سنگين و گران است مگر بر خاشعون. در اينجا صبر را به معناي عام از ما خواسته شده هم صبر بر سختي ها و ناگواري ها و هم صبر بر عبادت و هم صبر بر معصيت و پرهيز از شهوت ها و لذتهاي نامشروع كه مبغوض خداوند هستند.
از طرفي در آيات و برخي روايات همين تقوي و پرهيز از معاصي را از يك نمازگزار واقعي، متوقع است و خواستار نتيجه واقعي و عيني نماز است يعني نمازي مي خواهد كه«تنهي عن الفحشاء و المنكر» باشد رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي فرمايد:«هر كس نمازش او را از فحشاء و منكر باز ندارد هيچ بهره اي جز دوري از خدا نبرده است»
2. انفاق و اعطاء زكات و صدقه به مستمندان:
قرآن مي فرمايد:«به بندگان مؤمنم بگو: نماز را بپاي دارند و در نهان و آشكار از آنچه روزيشان داده ايم انفاق مي كنند.» و در جايي ديگر در وصف نمازگزاران مي فرمايد:«آنها در اموالشان براي تقاضا كنندگان و محرومان حق معلومي را پرداخت مي كنند» پس معلوم مي شود كه يك نماز گزار واقعي كسي است كه در حالي كه مواظبت بر اعمال و رفتار شخصي خود و عبادات خود دارد از مردم و محرومان جامعه فاصله نگرفته و از كمك و دستگيري افراد نيازمند و ناتوان غافل نيست و همواره با اعطاء صدقات واجب(زكات و خمس) و صدقات مستحبي و هر كمكي كه از دستش برآيد براي نيازمندان كوتاهي نمي ورزد.
3. اطاعت از رسول و خاندانش:
بي شك هر عبادت وكار خيري كه از آدمي سر مي زند اگر رضايت و امضاءِ و تأييد پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و ائمه ـ عليهم السّلام ـ در آن نباشد و آدمي نتواند عملاً مطيع و پيرو اصيل آن ذوات مقدس در همه ابعاد و رفتار وكردار نباشد آن عبادت اصلاً به سرانجام نمي رسد و هيچ ارزش و بهائي ندارد. از اين رو پايبندي به اصل امامت و ولايت و رهبري ضروري است چرا كه نماز را جهت دار مي كند و آنرا مقبول حق مي گرداند.
قرآن كريم مي فرمايد:«و اقيموا الصلوة و آتوا الزكوة و اطيعوا الرسول ...» نماز را بر پا داريد و زكات را بدهيد و رسول خدا را اطاعت كنيد تا مشمول رحمت او شويد.
4. امر به معروف و نهي از منكر:
يكي ديگر از اموري كه رعايت آن بر نمازگزار واقعي ضروري است، آن است كه علاوه بر مواظبت بر اعمال و رفتار خويش مي بايست نسبت به افعال و كردار خانواده و نزديكان خود و ديگر افراد جامعه خويش غافل و بي تفاوت نباشد و آنها را از منكرات بر حذر دارد و به سوي اعمال شايسته ترغيب سازد لذا مي فرمايد:«يا بني اقم الصلوة و أمر بالمعروف و انه عن المنكر» پسرم نماز را بر پا دار، و امر به معروف و نهي از منكر كن.
در روايتي از امام صادق ـ عليه السّلام ـ شرايط نمازگزار واقعي را اينگونه برمي شمارد:«خداوند تبارك و تعالي مي فرمايد: همانا نماز كسي را قبول مي كنم كه:1. در برابر عظمتم تواضع كند و برايم خاكسار باشد 2. براي رضاي من از شهوات دوري جويد 3. روزهايش را با ذكر من به شب رساند 4. بر بندگانم فخر نفروشد 5. گرسنگان را سير كند 6. برهنگان را بپوشاند 7. بر مصيبت ديدگان رحم كند 8. بي پناهان را پناه دهد.
ب) اما شرايط و آداب نمازگزار واقعي در خود نماز:
قبل از بيان اين صفات بايد دانسته شود كه براي نماز غير از اين صورت ظاهري، حقيقت و باطني است كه داراي آدابي مخصوص به خود است و چنانچه ظاهر آن را آدابي است كه مراعات آنها ضروري است بطوري كه اگر آنها را رعايت نكند موجب بطلان و نقصان نماز صوري است؛(مانند رعايت نكردن آداب و احكام شرعي و فقهي نماز همچون طهارت ظاهري بدن و لباس و مكان از نجاسات ظاهري و صحت وضو و افعال و اذكار نماز) همينطور براي نماز آدابي است به نام آداب قلبيه و باطنيه كه با مراعات ننمودن آنها نماز معنوي باطل و ناقص مي شود.
بدين جهت مراعات و محافظت بر تمام آداب ظاهري و باطني نماز امري است ضروري، چرا كه نمازي كه مقبول حق واقع شود همين نماز است. امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد: كسي كه نماز واجب خود را در اول وقت ادا كند و حدود آنها را حفظ نمايد، فرشته آنرا سپيد و پاكيزه به آسمان مي برد و نماز به نمازگزار مي گويد خدا تو را نگاه دارد همان گونه كه مرا نگاه داشتي ... و كسي كه نمازهايش را بي سبب به تأخير بيندازد و حدود آنها را حفظ نكند، فرشته نماز او را سياه و تاريك به آسمان برد در حالي كه نماز با صداي بلند به نمازگزار گويد مرا ضايع كردي خداي تو را ضايع كند آنچنانكه مرا ضايع كردي و خدا تو را رعايت نكند آنچنان كه تو مرا رعايت نكردي»
اما برخي از آداب باطنيه اين سلوك روحاني و معجون الهي كه يك نمازگزار واقعي بايد بر آنها مواظبت كند عبارتند از:
1. خشوع:
يعني خضوع و فروتني كامل در برابر هيبت و عظمت جمال و جلال محبوب. «قد افلح المؤمنون الذين هم في صلاتهم خاشعون» همانا رستگار شدند مؤمناني كه در نمازشان خاشع اند.
2. طمأنينه:
به اين معنا كه نمازگزار عبادت و نماز خود را از روي سكونت قلب و اطمينان خاطر بجا آورد زيرا اگر عبادت را با حال اضطراب قلب و تزلزل بجا آورد آن عبادت هيچ اثر و فايده اي بر روح و قلب انسان نمي گذارد.
3. محافظت نماز از تصرف و سرقت شيطان:
قرآن در وصف مؤمنين مي فرمايد: الذين هم علي صَلَواتِهم يحافظون» مؤمنين كساني هستند كه بر نمازهايشان محافظت و مراقبت دارند و اين محافظت در تمامي حالات و مسائل و مراتب نماز است كه يكي از مهمترين مراتب، حفظ آن از تصرف غاصبانه شيطان است چنانكه مي دانيم شيطان دشمن قسم خورده انسان است«فبعزتك لاُغوينكم اجمعين» پس به عزت تو قسم همه آنها را گمراه مي كنم مگر بندگان مخلَص .... . از اين روي همواره در همه جا و همه اوقات اين سارق و ره زن، در كمين مؤمنين و كالاهاي ناب آنان است لذا مي بايست تلاش و مواظبت كامل بر نماز و عبادات داشت.
4. نشاط و بهجت:
مي بايست نمازگزار وقتي و ساعتي را به نماز اختصاص بدهد كه فارغ از همه چيز باشد به گونه اي كه داراي نشاط و شادابي و تازگي باشد و هرگز در زمان خستگي و كسالت و بي حالي نماز و عبادت را بر خود تكليف نكن در قرآن آمده«در حال مستي به نماز نزديك نشويد» كه در برخي روايات مستي را به كسالت تفسير كرده اند. امام حسن عسكري ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد: هنگامي كه قلوب نشاط و بهجت دارند به آنها امانت بسپاريد و وقتي كه گريزان اند آنها را واگذاريد»
5. حضور قلب:
يكي از مهمترين آداب قلبيه كه خود مفتاح قفل كمالات و باب الابواب سعادت است حضور قلب است سخن در اين باب بسيار است اما اجمالاً يكي از مراتب حضور قلب اين است كه قلب نمازگزار در وقت عبادت از همه جا و همه چيز غير از جمال حق تعالي فارغ و منصرف شود، باجان و قلب خويش خود را فقط در محضر محبوب ببيند و جز او چيزي را مشاهده نكند رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي فرمايد:«خدا را عبادت كن چنانچه گويا او را مي بيني و اگر تو او را نمي بيني او تو را مي بيند»
در اهميت حضور قلب همين بس كه روايات فراوان داريم كه نمازي و يا مقداري از نماز مقبول حق واقع مي شود كه حضور قلب در آن باشد.
از امام صادق ـ عليه السّلام ـ روايت شده كه «همانا بالا رود از نماز بنده از براي او نصف يا ثلث يا ربع يا خمس نماز پس بالا نمي رود براي او مگر آنچه را اقبال به قلب نموده است به آن و ما مأمور شده ايم به نافله ها و نمازهاي مستحبي تا نقص نمازهاي واجب كامل و تمام شود»
6. اخلاق در عبادات:
به اين معنا كه عبادت و نماز را فقط و فقط براي رضاي او انجام دهد و از هر آنچه كه شائبه غير خدائي دارد عملش را تصفيه و پاك نمايد تا آنجا كه براي ترس از جهنم و يا ثواب و پاداش هم نخواند.
با توجّه به این که فریضه صبح، در آغاز تلاش روزانه اقامه مى شود، لازم است به آن توجّه و عنایت ویژه اى شود، تا هر مسلمانى، با توشه اى مناسب و پشتوانه مطمئن معنوى، پا به عرصه تلاش گذارد;
در فضیلت نماز صبح در ذیل آیه 78 سوره اسراء که خداوند فرمود: «(إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کانَ مَشْهُوداً); نماز صبح مورد مشاهده است»، روایاتى وارد شده است که مى گوید، نماز صبح مشهود ملائکه شب و روز است; زیرا در آغاز صبح، فرشتگانى که در شب مراقب بندگان خدایند جاى خود را به فرشتگان روز مى دهند، و چون نماز صبح در همان آغاز طلوع صبح انجام مى گیرد، هر دو گروه فرشتگان آن را مشاهده کرده و بر آن گواهى مى دهند.(1)
براى نماز صبح نیز نمازگزار، علاوه بر انجام مقدّمات و آداب مشترک، خوب است به این امور نیز عنایت ورزد:
1ـ پیش از نماز صبح، نافله صبح را به جا آورد که دو رکعت است، در رکعت اوّل شایسته است، پس از حمد، سوره «کافرون»، و در رکعت دوم، پس از حمد، سوره «توحید» را بخواند.(2)
2ـ پس از پایان نماز تسبیح حضرت زهرا(علیها السلام) بگوید.(3)
3ـ صد بار صلوات بفرستد که در روایتى به نقل از «من لا یحضره الفقیه» آمده است: هر کس ما بین نافله صبح و نماز صبح صد بار صلوات بفرستد، خداوند چهره اش را از آتش دوزخ محافظت مى کند (او را از آتش جهنّم نجات مى دهد).(4)
4ـ براى نماز صبح، اذان و اقامه بگوید و دعاهاى میان اذان و اقامه را بخواند.
5ـ پس از آن که اذان گفت، به سجده افتد و بگوید:
1ـ نخست نافله عصر را به جا مى آورى که آن هم هشت رکعت است و پس از پایان نوافل، با همان آدابى که گذشت، نماز عصر را مى خوانى.
2ـ در نماز عصر، سزاوار است که در رکعت اوّل پس از حمد، سوره «نصر» را بخوانى و یا سوره «تکاثر» را، و در رکعت دوم بعد از حمد، سوره «توحید» را مى خوانى،(1) در نماز عصر نیز حمد و سوره جز بسم اللّه الرّحمن الرّحیم را آهسته و بصورت اخفات مى خوانى و در رکعت سوم و چهارم نیز، تسبیحات اربعه را مى خوانى و پس از تشهّد و سلام، تعقیبات مشترک و تعقیبات مخصوص نماز عصر را انجام مى دهى.
1. مفتاح الفلاح، صفحه 198.
1ـ پس از آن که شفق پنهان شد و سرخى مغرب محو گردید،(1) براى نماز عشا اذان و سپس اقامه مى گویى، با رعایت همه آدابى که گذشت; سپس نماز عشا را با آداب و شرایطش شروع مى کنى و با توجّه به وسعت وقت عشا سزاوار است که قنوت و تعقیبات آن را طول دهى.(2)
2ـ پس از اتمام نماز عشا ابتدا تعقیبات آن را انجام مى دهى و در پایان نماز وُتَیره (نافله عشا) را مى خوانى.
نماز وتیره دو رکعت است و نشسته خوانده مى شود، مستحب است در آن نماز، صد آیه از آیات قرآن تلاوت شود و خوب است بعد از حمد در رکعت اوّل سوره واقعه یا سوره مُلک و در رکعت دوم پس از حمد، سوره توحید خوانده شود.(3) پس از نماز نیز براى خود (و سایر مؤمنان) دعا مى کنى.
1. فقیه، جلد 1، صفحه 219، حدیث 657.
2. مفتاح الفلاح، صفحه 258 .
3. مصباح المتهجّد، صفحه 114.
| حکایت اول |
عبدالله بن مسعود میگوید: در اولین مرتبه كه از جریان امر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آگاه شدم، هنگامی بود كه به همراه عموهایم با چند تن دیگر از قوم خود به قصد خرید اجناس وارد شهر مكه شدیم. و از جمله اجناسی كه در نظر داشتیم آن را تهیه كنیم عطر بود و ما را برای تحصیل این متاع به سوی عباس بن عبدالمطلّب راهنمایی كردند. ما به جانب عباس رهسپار شدیم و او در نزدیكی چاه زمزم در نزدیكی خانه كعبه نشسته بود و ما هم پهلوی او نشستیم. در این هنگام مردی از درب صفا داخل مسجد شد كه رنگ او سفید متمایل به قرمزی بود، موی سرش تا وسط گوش كشیده شده و پیچیده مانند بود، دماغ او باریك و صاف و اندك برآمدگی داشت، چشمهایش سیاه و بزرگ بود، دندانهای سفید و برّاقی داشت، دستها و پاهای او درشت و مردانه بود، محاسن پُری داشت و از دو پارچهی سفید لباس پوشیده بود گویی كه ماهیست چهارده شبه و از افق برتابیده است. این مرد خوش اندام وارد مسجد شد و در جانب راست او پسر نیكو رویی بود و در پشت سر آنان زنی آهسته قدم بر میداشت و خوب زینتهای خود را پوشیده بود این سه نفر به سوی سنگ آسمانی حجرالاسود آمدند و به ترتیب حجر را دست كشیده و بوسیدند و سپس هفت مرتبه خانه كعبه را طواف كردند. و بعد از طواف در مقابل رُكن ایستاده و شروع كردند به نماز خواندن: دست برای تكبیر بلند كرده و تكبیر گفتند و بعد از قیام ركوع كردند، سپس به سجده رفتند و بعد باز قیام نمودند. و ما از مشاهدهی این جریان تعجب كردیم زیرا در سرزمین مكه این اعمال و اینگونه عبادت سابقه نداشته است. پس رو به سوی عباس كردیم و گفتیم: آیا این آئین جدیدی است كه در میان شما پیدا شده است، یا چیزیست كه آنرا نمیشناسیم؟ عباس گفت: آری سوگند به پروردگار متعال كه آن را نمیشناسید، این مرد برادرزادهی من محمد بن عبدالله است و این پسر علی ابن ابیطالب است و این زن خدیجه دختر خویلد و زن محمد است، و در روی زمین كسی به جز این سه نفر پیدا نمیشود كه اینگونه و به این ترتیب خداوند جهان را پرستش كند.[1] [1] . سیر اعلام النبلاء، ج1، ص333. |