فلسفه نماز در قران و اسلام

عبادت، وسیله تکامل و سعادت ماست و دستور خداوند به نماز، نوعى لطف و رحمت و راهنمایى است که ما را به کمال مى رساند; مثلا وقتى پدر و مادر، فرزندشان را به درس خواندن امر مى کنند، به سود خود فرزند است و سعادت او را مى خواهند و این امر از روى محبّت به فرزند است و گرنه به درس خواندن او نیازى ندارند.


آیات و روایات، فلسفه و حکمت تشریع نماز را بیان کرده اند:


 یاد خدا:
(وَ أَقِمِ الصَّلَوةَ لِذِکْرِى )[۱]
نماز را برپا دار تا به یاد من باشى.


 بازداشتن از گناه و زشتى ها:
(إِنَّ الصَّلَوةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَ الْمُنکَر)[۲]
همانا نماز انسان را در دنیا[از زشتى ها و گناه باز مى دارد.


 پاکیزگى روح:
(...إِنَّمَا تُنذِرُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَیْبِ وَ أَقَامُواْ الصَّلَوةَ وَ مَن تَزَکَّى فَإِنَّمَا یَتَزَکَّى لِنَفْسِهِ ى وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِیرُ )[۳]

تو تنها کسانى را که از پروردگارشان در نهان مى ترسند و نماز برپا مى دارند، هشدار مى دهى و کسى پاکیزگى جوید تنها براى خود پاکیزگى مى جوید، و فرجام کارها به سوى خداست.


 یارى جستن از نماز در مسیر تکامل:
(وَ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَوةِ وَ إِنَّهَا لَکَبِیرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَـشِعِینَ )[۴];
از شکیبایى و نماز یارى جویید، و به راستى این کار گران است، مگر بر فروتنان.


 پاک شدن از کبر و غرور:
حضرت فاطمة(علیها السلام) مى فرماید:

(…و الصلاة تنزیهاً من الکبر…;[۵]
خداوند نماز را واجب کرد تا مردم از کبر و غرور پاک شوند… .


 رستگارى:
(قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُون * الَّذِینَ هُمْ فِى صَلاَتِهِمْ خَـشِعُونَ )[۶]
به راستى که مؤمنان رستگار شدند; همانان که در نمازشان فروتنند.


در حدیثى آمده است: نقش نمازهاى پنج گانه براى امت من همانند نهر آب زلالى است که از مقابل خانه آنان مى گذرد، اگر کسى روزانه پنج بار در این نهر شستوشو کند، آیا به گمان شما باز هم بر بدن او آلودگى و پلیدى خواهد ماند؟!.[۷]


و در حدیثى دیگر امام باقر(علیه السلام) مى فرماید: هنگامى که نمازگزار به سمت قبله براى نماز مى ایستد، خداوند رحمان و رحیم به او توجه ویژه مى کند.[۸]


نماز روزانه انسان، اظهار تشکر و سپاس دائمى او از این همه نعمت و خوبى هایى است که خداوند به او داده است و نیز ثناگویى و تمجید انسان از این همه زیبایى و عظمت است که خداوند متعال دارد. هیچ کس براى تعریف و تمجید از یک گل زیبا که در طبیعت روییده است به شما اعتراض نمى کند، امّا اگر زیبایى آن را نبینى، نابینایت مى شمرند و اگر ببینى و واکنش نشان ندهى و ستایش نکنى سرزنشت مى کنند که چرا ذوق و احساس ندارى و چقدر بددلى!


در مضمون بعضى احادیث آمده است که: «انسان در حال نماز با خداى خود نجوا و گفتوگو مى کند و اگر انسان لذت این گفتوگو را بچشد، هیچ گاه از حال نماز خارج نمى شود.[۹]


راستى چقدر لذت بخش است با خداى جهان آفرین به گفتوگو و مناجات پرداختن! و روحى به عظمت تمام هستى یافتن و با خداى هستى هم سخن شدن!



پی نوشت ها:
[۱]. طه،آیه۱۴٫

[۲]. عنکبوت،آیه۴۵٫


[۳]. فاطر،آیه۱۸٫

[۴]. بقره،آیه۴۵٫

[۵]. محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج۶، ص۱۰۷٫

[۶]. مؤمنون،آیه۱ـ۲٫

[۷]. محمد محمدى رى شهرى، میزان الحکمة، ج۵، ص۳۷۲، حدیث۱۰۲۵۹٫

[۸]. همان، ص۳۷۶، حدیث۱۰۲۷۹٫

[۹]. همان، حدیث۱۰۲۸۰٫

حکمت و فلسفه نماز چیست ؟

گرچه نماز چیزی نیست كه فلسفه اش بر كسی مخفی باشد، ولی دقت در متون آیات و روایات اسلامی ما را به نكات بیشتری در این زمینه رهنمون می گردد:

1. روح و اساس و هدف و پایه و مقدمه و نتیجه و بالاخره فلسفه نماز همان یاد خدا است, همان « ذكر الله » است كه در آیه‌ی فوق به عنوان برترین بیان شده است.
البته ذكری كه مقدمه ی فكر, و فكری كه انگیزه عمل بوده باشد, چنانكه در حدیثی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ آمده است كه در تفسیر جمله ی و لذكر الله اكبر فرمود: ذكرا لله عند ما احل و حرم « یاد خدا كردن به هنگام انجام حلال و حرام »
(یعنی به یاد خدا بیفتد به سراغ حلال برود و از حرام چشم بپوشد.)[1]


2. نماز وسیله ی شستشوی از گناهان و مغفرت و آمرزش الهی است چرا كه خواه ناخواه نماز انسان را دعوت به توبه و اصلاح گذشته می كند, لذا در حدیثی می خوانیم: پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ از یاران خود سؤال كرد: لو كان علی باب دار الحد كم نهر و اغتسل فی كل یوم منه خمس مرات اكان یبقی فی جسه من الدرن شیء؟ قلت لا, قال: فان مثل الصلاه كمثل النهر الجاری كلما صلی كفرت ما بینهما من الذنوب: « اگر بر در خانه یكی از شما نهری از آب صاف و پاكیزه باشد و در هر روز پپنج بار خود را در آن شستشو دهد, آیا چیزی از آلودگی و كثافت در بدن او می ماند؟».
در پاسخ عرض كردند: نه, فرمود: « نماز درست همانند این آب جاری است, هر زمان كه انسان نمازی می خواند گناهانی كه در میان دو نماز انجام شده است از میان می رود»[2]
و به این ترتیب جراحاتی كه بر روح و جان انسان از گناه می نشیند, با مرهم نماز التیام می یابد و زنگارهائی كه بر قلب می نشیند زدوده می شود.


3. نماز سدی در برابر گناهان آینده است, چرا كه روح ایمان را در انسان تقویت می كند, و نهال تقوی را در دل پرورش می دهد, و می دانیم « ایمان » و « تقوی » نیرومند ترین سد دربرابر گناهان است, و این همان چیزی است كه در آیه ی فوق به عنوان نهی از فحشاء و منكر بیان شده است , و همان است كه در احادیث متعددی می خوانیم : افراد گناهكاری بودند كه شرح حال آنها را برای پیشوایان اسلام بیان كردند فرمودند: غم مخورید, نماز آنها را اصلاح می كند و كرد.


4. نماز, غفلت زدا است, بزرگترین مصیبت برای رهروان راه حق آن است كه هدف آفرینش خود را فراموش كنند و غرق در زندگی مادی و لذائذ زود گذر گردند, اما نماز به حكم این كه در فواصل مختلف, و در هر شبانه روز پنج بار انجام می شود, مرتباً به انسان اخطار می كند, هشدار می دهد, هدف آفرینش او را خاطر نشان می سازد, موقعیت او را در جهان به او گوشزد می كند و این نعمت بزرگی است كه انسان وسیله ای در اختیار داشته باشد كه در هر شبانه روز چند مرتبه قویا به او بیدار باش گوید.


5. نماز خود بینی و كبر را درهم می شكند, چرا كه انسان در هر شبانه روز هفده ركعت و در هر ركعت دو بار پیشانی بر خاك در برابر خدا می گذارد, خود را ذره ی كوچكی در برابر عظمت او می بیند, بلكه صفری در برابر بی نهایت.
پرده های غرور و خود خواهی را كنار می زند, تكبر و برتری جوئی را در هم می كوبد.
به همین دلیل علی ـ علیه السّلام ـ در آن حدیث معروفی كه فلسفه های عبادات اسلامی در آن منعكس شده است بعد از ایمان, نخستین عبادت را كه نماز است با همین هدف تبیین میكند می فرماید: فرض الله الایمان تطهیراً من الشرك و الصلوه تنزیهاً عن الكبر ... : خداوند ایمان را برای پاكسازی انسانها از شرك واجب كرده است و نماز را برای پاكسازی از كبر» [3]


6. نماز وسیله پرورش فضائل اخلاق و تكامل معنوی انسان است, چرا كه انسان را از جهان محدود ماده و چهار دیوار عالم طبیعت بیرون می برد, به ملكوت آسمانها دعوت می كند, و با فرشتگان هم صا و همراز می سازد, خود را بدون نیاز به هیچ واسطه در برابر خدا می بیند و با او به گفتگو بر می خیزد.
تكرار این عمل در شبانه روز آن هم با تكیه روی صفات خدا, رحمانیت و رحیمیت و عظمت او مخصوصاً با كمك گرفتن از سوره های مختلف قرآن بعد از حمد كه بهترین دعوت كننده به سوی نیكیها و پاكیها است اثر قابل ملاحظه ای در پرورش فضائل اخلاقی در وجود انسان دارد.
لذا در حدیثی از امیر مؤمنان علی (ع) می خوانیم كه در فلسفه نماز فرمود:
الصلوه قربان كلی تقی : « نماز وسیله ی تقرب هر پرهیزكاری به خدا است. »
[4]


7. نماز به سایر اعمال انسان ارزش و روح می دهد ـ چرا كه نماز روح اخلاص را زنده می كند, زیرا نماز مجموعه ای است از نیت خالص و گفتار پاك و اعمال خالصانه, تكرار این مجموع در شبانه روز بذر سایر اعمال نیك را در جان انسان می پاشد و روح اخلاص را تقویت می كند.
لذا در حدیثی معروفی می خوانیم كه امیر مؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ در وصایای خود بعد ازآن كه فرق مباركش با شمشیر ابن ملجم جنایتكار شكافته شد فرمود: الله الله فی الصلوه فانها عمود دینكم : « خدا را خدا درباره نماز , چرا كه ستون دین شما است».[5]
می دانیم هنگامی كه عمود هیمه در هم بشكند یا سقوط كند هر قدر طنابها و میخهای اطراف محكم باشد اثریندارد, همچنین هنگامی كه ارتباط بندگان با خدا از طریق نماز از میان برود اعمال دیگر اثر خود را از دست خواهد داد. در حدیثی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ می خوانیم: اول ما یحاسب به العبد الصلوه فان قبلت قبلا سائل عمله, و ان ردت رد علیه سائل عمله: « نخستین چیزی كه در قیامت از بندگان حساب می شود نماز است اگر مقبول افتاد سائر اعمالشان قبول می شود, و اگر مردود شد سائر اعمال نیز مردود می شود»!
شاید دلیل این سخن آن باشد كه نماز رمز ارتباط خلق و خالق است, اگر به طور صحیح انجام گردد قصد قربت و اخلاص كه وسیله قبولی سائر اعمال است در او زنده می شود, و گرنه بقیه اعمال او مشوب و آلوده می گردد و از درجه اعتبار ساقط می شود.


8. نماز قطع نظر از محتوای خودش با توجه به شرائط صحت دعوت به پاكسازی زندگی می كند, چرا كه می دانیم مكان نماز گزار, لباس نمازگزار, فرشی كه بر آن نماز می خواند, آبی كه با آن وضو می گیرد و غسل می كند, محلی كه در آن غسل و وضو انجام می شود باید از هر گونه غصب و تجاوز به حقوق دیگران پاك باشد كسی كه آلوده به تجاوز و ظلم, ربا, غصب, كم فروشی, رشوه خواری و كسی اموال حرام باشد چگوه می تواند مقدمات نماز را فراهم سازد؟ بنابر این تكرار نماز در پنج نوبت در شبانه روز خود دعوتی است به رعایت حقوق دیگران.


9. نماز علاوه بر شرائط قبول یا به تعبیر دیگر صحت شرائط كمال دارد كه رعایت آنها نیز یك عامل مؤثر دیگر برای ترك بسیاری از گناهان است.
در كتب فقهی و منابع حدیث, امور زیادی به عنوان موانع قبول نماز ذكر شده است از جمله مسأله شرب خمر است كه در روایات آمده است: لا تقبل صلوه شارب الخمر اربعین یوماً الا ان یتوب: « نماز شرابخوار تا چهل روز مقبول نخواهد شد مگر این كه توبه كند.»[6]
و در روایات متعددی می خوانیم: از جمله كسانی كه در نماز آنها قبول نخواهد شد پیشوای ستمگر است»[7]
و در بعضی از روایات دیگر تصریح شده است كه نماز كسی كه زكات نمی پردازد قبول نخواهد شد, و همچنین روایات دیگری كه می گوید: خوردن غذای حرام یا عجب و خود بینی از موانع قبول نماز است, پیدا است كه فراهم كردن این شرایط قبولی تا چه حد سازنده است؟

10. نماز روح انضباط را در انسان تقویت می كند, چرا كه دقیقاً باید در اوقات معینی انجام گیرد كه تأخیر و تقدیم آن هر دو موجب بطلان نماز است, همچنین آداب و احكام دیگر در مورد نیت و قیام و قعود و ركوع و سجود و مانند آن كه رعایت آنها, پذیرش انضباط را در برنامه های زندگی كاملاً آسان می سازد.
همه اینها فوائدی است كه در نماز, قطع نظر از مسأله جماعت وجود دارد و اگر ویژگی جماعت را بر آن بیفزائیم ـ كه روح نماز همان جماعت است ـ بركات بی شمار دیگری دارد كه این جا جای شرح آن نیست, بعلاوه كم و بیش همه از آن آگاهیم.
گفتار خود را در زمینه فلسفه و اسرار نماز با حدیث جامعی كه از امام علی بن موسی الرضا ـ علیه السّلام ـ نقل شده پایان می دهیم:
امام در پاسخ نامه ای كه از فلسفه نماز در آن سؤال شده بود چنین فرمود:
علت تشریع نماز این است كه توجه و اقرار به ربوبیت پروردگار است, و مبارزه با شرك و بت پرستی, و قیام در پیشگاه پروردگار در نهایت خضوع و نهایت تواضع, و اعتراف به گناهان و تقاضای بخشش از معاصی گذشته, و نهادن پیشانی بر زمین همه روز برای تعظیم پروردگار.
و نیز هدف این است كه انسان همواره هشیار و متذكر باشد, گرد و غبار فراموشكاری بر دل او ننشیند, مست و مغرور نشود, خاشع و خاضع باشد, طالب و علاقمند افزونی در مواهب دین و دنیا گردد.
علاوه بر این كه مداومت ذكرخداوند در شب و روز كه در پرتو نماز حاصل می گردد, سبب می شود كه انسان مولا و مدبر و خالق خود را فراموش نكند, روح سركشی و طغیانگری بر او غلبه ننماید.
و همین توجه به خداوند و قیام در برابر او, انسان را از معاصی باز می دارد. و از انواع فساد جلوگیری می كند.[8]


11. بازداری از حرص و آز و كم طاقتی
خداوند متعال می فرماید: انسان حریص و كم طاقت آفریده شده و هنگامی كه بدی به او رسد بی تابی می كند و هنگامی كه خوبی به او رسد مانع از دیگران می شود, مگر نماز گزاران, آنان كه نماز ها را پیوسته انجام می دهند.[9]انسان دارای غرائز منفی و مثبتی است كه اگر غرائز منفی او بر اثر تعلیمات الهی كنترل نگردد, به گمراهی كشیده خواهد شد و یكی از آن غرائز منفی خصلت زشت حرص و آز و خصلت زشت بی تابی در برابر حوادث تلخ است بنابراین برای تعدیل این دو خصلت و جلوگیری از طغیان آن نیاز به تربیت الهی دارد و خداوند قادر و متعال ارتباط برقرار می كند, در پرتو این ارتباط, به وثوق و اطمینانی نسبت به آن یگانه بی همتا می رسد و نسبت به رزق فقط خدا را می بیند و مال و دارایی خود را از او می داند و با روحیه توكل و تسلیم, از آز و حرص دور می شود و در مقابل آن چه از خدا به او می رسد, خود را بنده خدا می داند و بی طاقتی نخواهد كرد.


12. استقامت و بردباری
نماز انسان را با پناه گاهی مطمئن و یاری مهربان آشنا می كند كه در مقابله با سختی ها و مشكلات زندگی به او اتكاء می كند و در برابر آنها ذلیل و خوار نمی گردد, بر همین اساس, خداوند متعال دو مورد در قرآن می فرماید: از خصلت صبر و نماز كمك بجویید,[1۰]و این امر در روان شناسی هم به اثبات رسیده است كه با آرامش و اطمینان روحی كه از گذر ایمان و اعتقاد حاصل می شود, انسان می تواند امواج سهمگین مشكلات را در هم بشكند.


13. نظم و انضباط
انجام نماز در اوقات معین و مخصوص, آداب نماز در مورد نیت و قیام و ركوع و سجود و جای گرفتن هر موضوعی در محل خودش, علاوه بر آثار مفیدی كه در روح انسان می گذارد موجب نظم و انظباط در زندگی خواهد شدع همان طور كه در زندگی بزرگان ما این امر به وضوح مشهود بود و با توجه به این كه یكی از عوامل پیشرفت و بسیار مهم در تكامل, نظم و انضباط است و مسائل تربیتی در پرتو نظم و انضباط است كه به نتیجه می رسد, جایگاه نماز در تكامل انسان بهتر معلوم می شود.



[1] . بحار الانوار جلد 82 صفحه 200.
[2] . وسائل الشیعه جلد 3, ص 7, ( باب 2 از ابواب اعداد الفرائض حدیث 3).
[3] . نهج البلاغه, كلمات قصار 252.
[4] . نهج البلاغه, كلمات قصار, جمله 136.
[5] . نهج البلاغه, نامه ها ( وصیت ) 47.
[6] . بحار ج 84 ص 317 و 320.
[7] . بحار, ج84, ص 318.
[8] . وسائل الشیعه, ج3, ص 4.
[9] . معارج, آیات 19 تا 24.
[1۰] . سوره بقره, آیات 45 و 153.

برگرفته از تفسير نمونه- آيت الله مكارم شيرازي- ج16، ص289-294


چرا نماز؟

1- نـمـاز موجب ياد خداست:

ياد خدا بهترين وسيله براى خويشتن دارى و كنترل غرايز سركش و جلوگيرى از روح طغيان است . نمازگزار همواره به ياد خدا مى باشد , خدايى كه از تمام كارهاى كوچك وبزرگ ما آگاه است , خدايى كه از آنچه در زواياى روان ما وجود دارد و يا ازانديشه ما مى گذرد , مطلع و با خبر است و كـمـترين اثر ياد خدا اين است كه به خودكامگى انسان و هوسهاى وى اعتدال مى بخشد , چنان كه غـفلت از ياد خدا و بى خبرى از پاداشها و كيفرهاى او , موجب تيرگى عقل و خرد و كم فروغى آن مى شود .

 انـسـان غـافـل از خـدا در عـاقبت اعمال و كردار خود نمى انديشد و براى ارضاى تمايلات و غرايز سـركـش خـود حد و مرزى را نمى شناسد و اين نماز است كه او را در شبانه روزپنج بار به ياد خدا مى اندازد و تيرگى غفلت را از روح و روانش پاك مى سازد . به راستى , انسان كه پايه حكومت غرايز در كانون وجود او مستحكم است , بهترين راه براى كنترل غرايز و خواستهاى مرز نشناس او همان ياد خدا , ياد كيفرهاى خطاكاران و حسابهاى دقيق و اشتباه ناپذير آن مى باشد . از اين نظر قرآن يكى ازاسرار نماز را ياد خدا معرفى مى كند : اقم الصلوه لذكرى نماز را براى ياد مـن بـپـا دار(1).

2- دورى از گناه:

نمازگزار ناچار است كه براى صحت و قبولى نماز خود از بسيارى از گناهان اجتناب ورزد ; مثلا , يكى از شرايط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسايلى اسـت كـه در آن بـه كار مى رود , مانند آب وضو و غسل , جامه اى كه با آن نمازمى گزارد و مكان نـمـازگـزار , اين موضوع سبب مى شود كه گرد حرام نرود و در كار وكسب خود از هر نوع حرام اجـتـناب نمايد ; زيرا بسيار مشكل است كه يك فرد تنها درامور مربوط به نماز به حلال بودن آنها مقيد شود و در موارد ديگر بى پروا باشد . گويا آيه زير به همين نكته اشاره مى كند و مى فرمايد: «ان الصلوه تنهى عن الفحشاء و المنكر؛ كه نماز ( انسان را ) از زشتيها و گناه باز مى دارد».(2) بـالاخـص اگـر نـمـازگـزار مـتوجه باشد كه شرط قبولى نماز در پيشگاه خداوند اين است كـه نـمـازگـزار زكـات و حـقوق مستمندان را بپردازد ; غيبت نكند ; از تكبر و حسد بپرهيزد ; از مـشـروبات الكلى اجتناب نمايد و با حضور قلب و توجه و نيت پاك به درگاه خدا رو آورد و به اين ترتيب نمازگزار حقيقى ناگزير است تمام اين امور رارعايت كند.

روى هـمـيـن جـهات , پيامبر گرامى ما صلى اللّه عليه و آله و سلم مى فرمايد : نماز چون نهر آب صافى است كه انسان خود را در آن شست وشو مى دهد ;اگر كسى در شبانه روز پنج مرتبه خود را با آب پاك شست وشو دهد , هرگز بدن اوآلوده و كثيف نمى شود . هـمچنين كسى كه در شبانه روز پنج مرتبه نماز بخواند و قلب خود را در اين چشمه صاف معنوى شست وشو دهد , هرگز آلودگى گناه بر دل و جان اونمى نشيند.

3- نـظافت و بهداشت:

از آنجا كه نمازگزار در برخى از مواقع همه بدن را بايد به عنوان غسل بشويد و معمولا در شبانه روز چند بار وضو بگيرد و پيش از غسل ووضو تمام بدن خود را از هر نوع كثافت و آلودگى پاك سازد ; ناچار يك فرد تميز ونظيف خواهد بود . از اين نظر نماز به بهداشت و موضوع نظافت كه يك امر حياتى است كمك مى كند.

4- انـضـباط و وقت شناسى :

نمازهاى اسلامى هر كدام براى خود وقت مخصوص و معينى دارد و فرد نمازگزار بايد نمازهاى خود را در آن اوقات بخواند , لذا اين عبادت اسلامى به انضباط و وقت شناسى كمك موثرى مى كند . بالاخص كه نمازگزار بايد براى اداى فريضه صبح پيش از طلوع آفتاب از خواب برخيزد , طبعا يك چـنـيـن فـردى گـذشـته از اين كه از هواى پاك و نسيم صبحگاهان استفاده مى نمايد , به موقع فعاليتهاى مثبت زندگى را آغاز مى كند . آثار فردى و تربيتى نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نيست ; ولى اين نمونه مى تواند نشانه اسرار بزرگ اين عبادت بزرگ اسلامى باشد .

اسرار اجتماعى نماز :نماز در اوقات معين نمودارى از وحدت و يگانگى ملت بزرگ اسلام است ; زيرا هـمـه مـسـلـمـانـهـا در وقـتـهاى مخصوصى رو به قبله ايستاده و با آداب خاصى خداوند جهان رامـى پـرستند , اين خود نمونه بزرگى از اتحاد و يگانگى ملتى است كه اسلام همه را به وسيله آن عبادت متحد و متشكل نموده است . هـرگاه اين نمازها به صورت جماعت برگزار گردد , روح وحدت و اتحاد و مساوات وبرابرى , از صـفهاى منظم و فشرده نمازگزاران نمايان خواهد بود و اهميت اين اتحادو يگانگى معنوى نيازى به توضيح ندارد . گـرچـه اسـرار و فـوايـد اجتماعى و تربيتى نماز منحصر به اينها نيست , ولى همين قدر روشنگر عظمت و اسرار خطير اين فريضه الهى مى باشد.