فلسفه روزه در نهج البلاغه (3)

 - استکبار زدایی و استکبار ستیزی:

 

بنیانگذار استکبار، ابلیس رجیم است، برای درمان بیماری استکبار، باید به ستیز با آن برخاست و از راه جهاد اصغر و بدنبال آن جهاد اکبر، با آن به مبارزه پرداخت .

این جنگ الی یوم القیامه ادامه خواهد داشت و پایان ندارد وصلح و سازش در آن صورت نمی گیرد .

 

حضرت امیر (ع) می فرمایند:
«اگر خدا رخصت کبر ورزیدن را به یکی از بندگانش می داد، به یقین منتی را بر پیامبران گزیده و دوستانش می نهاد، لکن خدای سبحان بزرگمنشی را بر آنان ناپسند دید وفروتنی را پسندید . پس پیامبران - از روی فروتنی - گونه های خود را بر زمین چسبانیدند، و چهره های خود را به خاک مالیدند، و برابر مؤمنان فروتنی نمودند و خود مردمانی مستضعف بودند . خدای شان به گرسنگی آزمود و به سختی مبتلایشان فرمود، و با ترس و بیماری امتحانشان کرد و با زیر و زبر کردنشان در سختیها، ایمانشان را پدید آورد .» (۱)
اهداف همه پیامبران استکبار زدایی و استکبار ستیزی بود از یک طرف و تربیت نیروی انسانی بود از طرف دیگر .

امام علی (ع) در جای دیگر می فرمایند، یکی از اهداف بزرگ عبادات از جمله روزه، استکبار زدایی است .

می فرمایند:

«والتصاق کرائم الجوارث بالارض تصاغرا، و لحوق البطون بالمتون من الصیام تزللا» . (۲)

و با چسبانیدن اندامهای پاکیزه بر زمین خردی خویش را نمودن، و رسیدن شکم ها به پشت به فروتنی به خواری به خاطر روزه داری .


۱- نهج البلاغه، خ 192 .

۲. همان .

فلسفه روزه در نهج البلاغه (2)

- خودسازی:

روزه دروازه بزرگ عبادت است . به این معنا که خودسازی و مقاومت در انجام عبادات را از روزه باید شروع نمود . (۱)

امیرالمؤمنین در این زمینه می فرمایند:

«بندگان خدا پرهیز از نافرمانی خدا، دوستان او را از در افتادن در حرامهای او نگهداشته است، و دل آنان را به ترس وی همراه داشته است چندانکه شبها بیدارشان می دارد، و روزهای گرم را با تشنگی بر آنان به سر می آرد .

آسایش عقبی را با رنج دنیا به دست آورند، و سیرآبی - آنجا - را با تشنگی خوردن - در اینجا - .» (۲)

این پیام خداوند است که:

«فان مع العسر یسرا، ان مع العسر یسرا» . (۳)

به دنبال هر سیاه چاله، دو سپید چشمه ای است .

ادامه نوشته

فلسفه روزه در نهج البلاغه (1)

- تقویت اراده و ایمان:

امام علی (ع) می فرمایند: «ان افضل ما توسل به المتوسلون الی الله سبحانه الایمان به و برسوله . . . »؛ همانا بهترین چیز که نزدیکی خواهان به خدای سبحان بدان توسل می جوید، ایمان به خدا و پیامبر، و جهاد در راه خداست، که موجب بلندی کلمه مسلمانی است و یکتا دانستن پروردگار که مقتضای فطرت انسانی است و برپا داشتن نماز که آن ستون دین است، و دادن حق مستمندان - زکات - که واجب شرع مبین است . و روزه ماه رمضان که نگهدارنده از عقاب است - و بازدارنده عذاب (1) ایمان به اینکه روزه ماه رمضان نگهدارنده از عقاب است و بازدارنده عذاب خود باعث تقویت ایمان می گردد و موجب امیدواری نسبت به سرنوشت آینده و چنین کاری ایمان و اراده انسان را قوی می کند و سرنوشت و آینده انسان را روشن و از هاله ابهام بدر می آورد .

امام علی (ع) در جای دیگر می فرمایند:«علیکم بصیام شهر رمضان فان صیامه جنه حصینه ؛ بر شما باد به روزه ماه رمضان، زیرا روزه این ماه سپری است، نگهدارنده از آتش جهنم .» (2)


1 . نهج البلاغه، خ 110، ترجمه دکتر شهیدی .

2 . امالی طوسی، ج 2، ص 136 .

 

روزه در نهج البلاغه

كم من صائمٍ ليس له من صيامه الّا الجوع و الظّمأ، و كم من قائمٍ ليس له من قيامه الّا السّهر و العناء، حبّذا نوم الأكياس و افطارهم

(نهج البلاغه، حكمت 145)

چه بسيار روزه دارى كه از روزه خود جز گرسنگى و تشنگى بهره‏اى نبرد و بسيار شب زنده دارى كه از شب زنده داريش بهره‏اى غير از بيدارى و رنج ندارد، چه خوب است خواب عارفان زيرك و افطارشان.


«لكلّ شى‏ءٍ زكاةٌ و زكاة البدن الصّيام.»

(نهج البلاغه، حكمت 136)

براى هر چيزى زكاتى است و زكات بدن روزه گرفتن است.


«فرض اللّه الصّيام ابتلاءً لاخلاص الخلق.

(نهج البلاغه، حكمت 252)

خداوند روزه را آزمايشى براى اخلاص بندگانش قرار داد.

ادامه نوشته

نماز عامل رهائی انسان

 

«و انها لتحت الذنوب حت الورق و تطلقها اطلاق الربق»[۱] .

و نماز گناهان را مانند ريزش برگ درختان مي‏ريزد و مانند رهايي چهارپايان از بند، انسان را آزاد مي‏سازد.

يکي از مهمترين گرفتاري هاي انسان بلکه در راس تمامي گرفتاري ها «حب دنيا» است، تعلق به دنيا باعث مي‏شود انسان بنده و اسير آن شود، نماز رشته‏هاي اسارت به دنيا و معاصي را متلاشي کرده و ازبين مي‏برد. طبيعت گرايش به دنيا و پليدي هاي آن دارد، اما از فطرت هر انساني نداي توحيد بلند است و چون نمازگزار حقيقي به نداي فطرت خود عمل مي‏کند از بند اسارت دنيا و معاصي رها شده و آزاد مي‏گردد.

اين که گاهي مي‏بينيم بعضي از مسلمانان شب و روز پنج مرتبه نماز مي‏خوانند بلکه به نماز جماعت نيز حاضر مي‏گردند، اما در روحيه آنها اثر نمايان و بارزي ندارد، بلکه در بعضي موارد عوض آن كه ترقي و تعالي نمايند و از بند اسارت رها شوند، بر طبيعت و تمايلات آنها افزوده شده و چه بسا تنزل نيز بکنند، براي اين است که نماز را با توجهي که شارع مقدس دستور فرموده و مطلوب اوست انجام نمي‏دهند. آري، نماز گزار وقتي اسير نماز شد و در بند عبوديت قرار گرفت، از دنيا و متعلقات آن، از زشتي ها و بدي ها رها مي‏گردد و انساني که از بند نماز و عبوديت رهيده باشد، گرفتار دنيا و اسير شهوات و وساوس شيطاني خواهد شد.

آدمي همان طور که براي مبارزه‏ با امراض جسماني و رواني خويش بايد در دو مرحله‏ دفع و رفع، يعني پيشگيري و درمان سعي و تلاش کند، در رابطه با امراض روحي و سموم معنوي نيز بايى مبارزه‏اي جدي و پيگير انجام دهد. «مرحله‏ دفع» جلوگيري از وقوع گناه و آلودگي و بيماري است و «مرحله‏ رفع» برطرف نمودن آلودگي و معصيت و کثيفي و بيماري.

نماز حقيقي، هم عاملي است باز دارنده و جلوگيري کننده از ارتکاب گناه چنانکه فرمود: «ان الصلوه تنهي عن الفحشاء و المنکر» و هم عامل بر طرف نمودن زشتي گناه و باعث آمرزش آن است، يعني خاصيت گناه زدايي دارد، چنانکه فرمود: «ان الحسنات يذهبن السيئات».

نماز قلبي، سدّي در برابر گناه آينده است، چرا که روح ايمان را در انسان تقويت مي‏کند و نهال تقوا را در دل پرورش مي‏دهد و مي‏دانيم «ايمان» و «تقوا» نيرومندترين سد در برابرگناه است و اين همان چيزي است که در آيه‏ مذکور به عنوان «نهي از فحشاء و منکر» بيان شده است.

پس نمازي که اثر باز دارنده ندارد ارزش ندارد.

[۱] نهج البلاغه فيض الاسلام، خطبه 190، صفحه 644.

حق  نماز در نهج البلاغه

«تعاهدوا امر الصلوه و حافظوا عليها و استکثروا منها. و تقربوا بها»[۱] .

امر نماز را مراعات کنيد و چنانکه بايد بپا داريد و بر حفظ آن بکوشيد و زياد بجا آوريد و به وسيله‏ آن به خدا تقرب جوئيد.

[۱]- نهج البلاغه فيض الاسلام، خطبه 190، صفحه 643.

اقامه نماز نشانه ملیت اسلامی

«و اقام الصلوة فانه الملة»[۱] .

و بر پاداشتن و اقامه‏ نماز نشانه اصلي مليت دين اسلام است.

نماز اگر چه في نفسه يک فعل فردي است و هر کسي بايد در انجام آن تلاش کند، ولي کتاب و سنت بدين مطلب تصريح دارند که نه تنها نمازگزار موظف است خود نماز بخواند، بلکه بايد در احياي امر نماز در جامعه اسلامي تلاش کند و اين فريضه‏ الهي را در جامعه‏اش زنده کند.

همان کاري که سيد الشهداعليه‏السلام در ظهر عاشورا و علي عليه‏السلام در معرکه‏ جنگ و ساير بزرگان دين براي آن فداکاري و جانفشاني نمودند. در زيارت امام حسين عليه‏السلام مي‏خوانيم: «شهادت مي‏دهيم که براستي تو نماز را به پا داشتي و زکات دادي و امر بمعروف و نهي از منکر کردي».

نکته لطيفي که اشاره به اهميت و جايگاه ويژه نماز دارد اين است که حضرت با تاکيد فرمود: «فانها الملة» ، نماز نفس ملت و دين است. در صورتي که آن يک رکن از ارکان دين مي‏باشد نه تمام دين. و اين بدان خاطر است که نماز بزرگترين و قويترين ارکان دين و داراي عظمت و جايگاه ويژه‏اي است.

[۱] نهج البلاغه فيض الاسلام، خطبه 109، صفحه 338.

یاد نماز

 

«و الله، الله في الصلوة، فانها عمود دينکم»[۱] .

ضرت علی (ع)در شب بيست و يكم ماه مبارك رمضان، لحظه‏اى پيش از آنكه جان به جان آفرين تسليم كند، ضمن وصيت تاريخى خود به فرزندان گراميش، امام حسن و امام حسين عليهما السلام از جمله مى‏فرمايد: خدا را، خدا را كه برپا داشتن نماز را از ياد نبريد، زيرا نماز ستون دين است .

مى‏دانيم كه امير المؤمنين (ع) در اينجا به سخن پيغمبر (ص) نظر داشته كه فرموده است: نماز ستون دين است كه اگر پذيرفته شد، ساير اعمال نيز بتبع آن پذيرفته مى‏شود و اگر مقبول نيفتاد ساير اعمال ديگر بندگان هم مردود شناخته مى‏شود .

[۱] نهج البلاغه فيض الاسلام، نامه 47، صفحه 978.

نخستین نمازگزار

.«اللهم اني اول من اناب و سمع و اجاب لم يسبقني الا رسول‏الله الصلوة»[۱] .

بار پرورگارا! من نخستين کسي هستم که به حق رسيده و آن را شنيده و پذيرفته است، هيچ کس بر من به نماز پيشي نگرفت مگر رسول خدا صلي الله عليه و اله و سلم.

همانطور که ثابت است، بعد از اين که رسول خدا صلي الله عليه و اله و سلم در سن چهل سالگي به پيامبري مبعوث شد. اولين کسي که به آن حضرت ايمان آورد اميرالمومنين عليه‏السلام بود.

[۱]- نهج البلاغه فيض الاسلام، خطبه 131، صفحه 407.

اهمیت نماز جمعه در نهج البلاغه

امیرالمومنین حضرت علی (ع)در نامه‏اى كه به حارث همدانى از ياران نامدارش مى‏نويسد از جمله‏ مرقوم مى‏دارد:
در روز جمعه، مسافرت نكن تا بتوانى در نماز جمعه شركت كنى، مگر اين كه كار واجبى (مانند جهاد) در راه خدا انجام دهى، يا به سراغ كارى بروى كه شرعا معذور باشى.

توصیف احکام الهی از منظر نهج البلاغه

«والصلوه قربان کل تقي»[۱] .

در كلمات قصار آن حضرت در اواخر نهج البلاغه، آن پيشواى عالى‏مقام معصوم و برگزيده خدا، پنج حكم بزرگ الهى را بدين گونه توصيف مى‏كند:

 نماز وسيله تقرب و نزديك شدن هر پارسائى به خداست،

 حج، جهاد افراد ناتوان است.

هر چيزى زكات دارد و زكات و پاك كردن بدن، روزه گرفتن است.

 جهاد زن هم خوب شوهر دارى كردن مى‏باشد

 

البته در جايي ديگر اميرالمومنين عليه‏السلام «نماز و زکات» را با هم عامل تقرب به خدا معرفي کرده و مي‏فرمايد:

«ثم ان الزکاة جعلت مع الصلوة قربانا لاهل الاسلام»[۲] پس براي مسلمانان زکات با نماز وسيله‏ تقرب قرار داده شد.

[۱]  نهج البلاغه فيض الاسلام، حكمت 131، صفحه 1152.

[۲]  نهج البلاغه فيض الاسلام، خطبه 190، صفحه 644.

چگونگی نماز گزاردن

حضرت علی (ع) در فرمان مشهور مالك اشتر كه پس از شهادت محمد بن ابى بكر در مصر او را به فرمانروائى كشور باستانى مصر منصوب داشت و بايد آن را جهان بينى على عليه السلام دانست، مى‏فرمايد:

هنگامى كه برخاستى و خود را مهيا ساختى تا با مردم نمازگزارى، نماز را چندان طولانى مخوان كه مردم را پراكنده سازى و سريع و تند هم مخوان كه آن را تباه كنى.

زيرا در ميان مردمى كه با تو نماز مى‏گزارند، كسانى هستند كه عليل و بيمار و ناتوانند، يا گرفتارى و كار دارند.

 من از پيغمبر- صلى اللَّه عليه و آله- هنگامى كه مرا براى تبليغ اسلام به يمن مى‏فرستاد پرسيدم: چگونه با مردم نماز گزارم

 پيغمبر (ص) فرمود: با آنها مانند ناتوان‏ترينشان نمازگزار، و حال مؤمنين را رعايت كن .

نماز در وقت خود

در عهدنامه‏اى كه براى محمد بن ابى بكر نوشت و او را روانه مصر نمود تا فرمانرواى آنجا باشد، از جمله دستورهائى كه به او داد فرمود:

نماز را در اوقاتى كه براى آنها تعيين شده به پاى دار و به خاطر اين كه بى‏كارى و فرصت و وقت دارى، پيش از وقت آن را به جاى نياور، و به بهانه اين كه كار دارى، آن را به تأخير نينداز و اين را بدان كه تمام كارهايت پيرو نمازت مى‏باشد .

به طورى كه مى‏بينيد، مولاى متقيان و سرآمد نمازگزاران مسلمين به فرمانگزار جوان خويش محمد بن ابى بكر دستور مى‏دهد كه نماز را چه افرادى و چه به جماعت بر هر كار ديگرى اعم از شخصى و كشورى و لشكرى مقدم بدارد و آن را در اول وقت ادا كند، و حق ندارد به بهانه كار يا گرفتارى آن را به تأخير بيندازد، يا به دليل اين كه كارى ندارد، پيش از وقت انجام دهد. بلكه بايد طبق دستور خدا و پيغمبر عمل كند و به ميل خود جلو و عقب نيندازد.

پاسخ دوزخیان ...

 در آغاز خطبه 199 كه موضوعات مهم اسلامى را به اصحابش وصيت مى‏نمايد و نسبت به انجام دادن آن‏ها سفارش مى‏كند، مى‏فرمايد:

 نماز را چنانكه بايد برپا داريد و در حفظ و اداى آن كوشا باشيد، و هر چه بيشتر به جا آوريد و به وسيله آن به خداوند تقرب جوئيد، زيرا كه خداوند در قرآن مى‏فرمايد: نماز فريضه‏اى است كه در وقت معين بر اهل ايمان واجب شده است. آيا پاسخ دوزخيان را نشنيده‏ايد كه وقتى طبق گفته خداوند در قرآن از آنها مى‏پرسند: «چه چيز شما را به دوزخ افكند» مى‏گويند: ما از نمازگزاران نبوديم.

نماز در نهج البلاغه

امير المؤمنين على عليه السلام در نهج البلاغه در موارد عديده‏اى از نماز، اين فرمان بزرگ الهى و محبوب مورد علاقه‏اش كه براى هيچ عملى بمانند آن ارج نمى‏نهاد، سخن به ميان آورده و اهميت آن را يادآور شده است.

در ادامه به برزسی موضوع نماز در نهج البلاغه میپردازیم و در این راستا از کتاب راز نماز در نهج البلاغه

على دوانى‏ نکاتی را یاداور میشویم امید که با بهره مندی از الطاف حضرت علی (ع) در زمره نمازگذاران واقعی باشیم

با ما همراه باشید ...........

نخستین نمازگزار اسلام

 پس از پيغمبر، نخستين كسى كه از مردان نماز را به پا داشت على عليه السلام و آنهم در سن نه سالگى بود كه در خانه پيغمبر به سر مى‏برد و چون پيغمبر وضو گرفت او نيز وضو گرفت و همين كه رسول خدا به نماز ايستاد، آن وجود مقدس هم در آن سن و سال، پشت پيغمبر (ص) خدا ايستاد و در پشت سر على عليه السلام هم تنها خديجه بود كه به عنوان اولين زن به نماز ايستاد و باپيغمبر (ص) نماز جماعت گزاردند.

اولين اقامه نماز، هم به جماعت بود، جماعتى اين چنين كه پيغمبر (ص) در جلو و على پسر بچه نه ساله در پشت سر آن حضرت و خديجه، همسر پيغمبر در پشت سر على (ع).

على عليه السلام سراينده نهج البلاغه، رابطه‏اى با نماز، اين دستور عالى آسمانى دارد كه شش سال پيش از بلوغ و قبل از همه، آن هم در پشت سر پيغمبر (ص) و براى نخستين بار به عنوان وظيفه دينى كه پيغمبر ختمى مرتبت از جانب خداوند مأمور به انجام آن شده است، آن را معمول داشت. پس على عليه السلام نخستين نمازگزار اسلام است